بسمه تعالي شماره صندلي : نام : نام خانوادگي : نام پدر : كد دانش آموزي : درس : زبان فارسی 3 رشته : تجربی پايه : سوم امتحان نوبت : اوّل تاريخ امتحان : / 10/ 91 ساعت برگزاري امتحان : مدت : 70 دقيقه آموزشگاه : دبیرستان سینا شهرستان : شوشتر جاي مهر آموزشگاه الف) آیین نگارش و ویرایش: 5 نمره 1) « زندگی نامه » گونه ای از نوشته های ........................ است. (25/.) 2) رعایت نشانه های نگارشی در محدوده ی کدام نوع از انواع ویرایش است؟ (25/.) الف) ویرایش تخصّصی ب) ویرایش فنّی پ) ویرایش زبانی(ساختاری) 3) در بازنویسی یک نوشته به چند نکته باید توجّه داشته باشیم، یک مورد از آن ها را بنویسید. (5/.) 4) مقصود از امروزی کردن نوشته های قدیم(بازگردانی) چیست؟ (75/.) 5) چرا نباید رنگ ادبی زندگی نامه از جنبه های تاریخی آن بکاهد؟ (1 نمره) 6) جمله ی زیر را ویرایش کنید. (1 نمره) یک افسر حفاظت دشمن یک گلوله درکرد و کلّه ی یکی از مخالفان را زد. 6) مقاله ها از نظر شیوه ی نوشتن(نگارش) به چند گونه اند؟ نام ببرید، یکی از آن ها را مختصراً توضیح دهید.(25/1) ب) زبان شناسی: 4 نمره 1) کدام گزینه درباره ی « قواعد نحوی » درست است؟ (25/.) الف) ترکیب واج ها و ساختن تکواژها و واژه ها ب) بررسی جمله از نظر معنایی پ) ناظر بر به کارگیری جمله در جایگاه خودش ت) ترکیب گروه ها و ساختن جمله 2) کوچک ترین و بزرگ ترین واحد زبان چیست؟ (1 نمره) 3) برای هریک از الگوهای هجایی داده شده یک مثال بنویسید. (75/.) الف) صامت + مصوّت : ب) صامت + مصوّت + صامت پ) صامت + مصوّت + صامت + صامت: 4) منظور از معنای مستقیم و معنای غیر مستقیم عنصرهای زبانی چیست؟ (1 نمره) 5)واژه های جدید به چه شیوه هایی ساخته می شوند؟ دو مورد را نام ببرید و برای هریک مثال بزنید. (1 نمره) ج) دستور زبان فارسی: 8 نمره 1) انواع تکواژ را با ذکر مثال توضیح دهید. (در هر مورد یک مثال بزنید) (5/1 نمره) الف) تکواژ آزاد: ب) تکواژ وابسته: 2) چه موقع فعل « اوّل شخص مفرد » به صورت جمع به کار می رود؟ (1 نمره) 3) نوع جمله ی مستقل زیر را تعیین کنید و دلیل آن را بنویسید؟ (75/.) اخترشناسی علمی است که به مطالعه ی اجرام آسمانی می پردازد. 4) اگر حذف به دلیل تکرار و برای پرهیز از صورت گیرد، آن را « ............................................. » گویند. (25/.) الف) حذف به قرینه ی لفظی ب) حذف به قرینه ی معنوی 5) حذف در چه موردی امکان پذیر نیست؟ (5/.) 6) فعل زیر را از نظر ویژگی های ( شخص، زمان، گذر، وجه) بررسی کنید. (1 نمره) داشتند می آمدند: 7) در جمله های زیر فعل را مشخّص کنید و نوع هریک را از نظر ساختمان( اجزای تشکیل دهنده) بنویسید. ( 1 نمره) الف) بالاخره از آن راز سربه مهر سردرآوردم. ب) برای دیدن او از پنجره سردرآوردم. 8) چرا حذف نهاد(نهادجدا)غیرضمیر ممکن نیست؟ (5/.) 9) جمله ی « سه جزئی اسنادی » زیر را به یک جمله ی « چهارجزئی با مفعول و مسند » تبدیل کنید و اجزای تشکیل دهنده جمله ی به وجود آمده را مشخص کنید. (5/1 نمره) هوا سرد گردید. د) املا و بیاموزیم: 3 نمره 1) به چه واژه هایی « هم آوا » گفته می شود؟ (1 نمره) 2) واج میانجی را در واژه های داده شده مشخّص کنید. (5/.) نیاکان: سبزیجات: 3) شکل درست همزه /ء/ را در کلمات زیر بنویسید. (5/.) نش/ء/ت: مـُ /ء/ انست: 4) شکل درست گروه کلمه هایی را که غلط املایی دارند، بنویسید. (1 نمره) الف) تاسکِ گَردن: ب) وِزر و وبال: ج) اوامر و نواحی: د) اشتهای زایدلوصف: ه) بقچه ی چل تکّه: و) گل و سمبل: « پیروز باشید » تصحيح اول تصحيح دوم ورسيدگي به اعتراض نمره با عدد نام ونام خانوادگي دبير : نمره با عدد : نام ونام خانوادگي دبير : نمره با حروف امضاء نمره با حروف : امضاء :

سوالات دانش های ادبی سال اول

تاريخ ادبيات (1)

o درس اول:

1 - مولوي در شعر « با تو ياد هيچ‌كس نبود روا » از خدا چه مي‌خواهد ؟شاعر در راز و نیاز با خدای خویش از او می خواهد که علم اندکش را به دریاهای علم خودش متّصل کند و به او توفیق « ادب » ببخشد.    

2 – مولوي شاعر چه قرني است ؟ شاعر قرن هفتم

3 - مهم‌ترين اثر مولوي چه نام دارد ؟ مثنوی معنوی

o   درس دوم:

1- حماسه را تعريف كنيد. یکی از انواع ادبی است و در اصطلاح روایتی است داستانی از تاریخ تخیّلی یک ملّت که با قهرمانی ها و اعمال و حوادث خارق العاده در می آمیزد.

2- سه ويژگي حماسه را نام ببريد. ویژگی اصلی حماسه، تخیّلی بودن شکل داستانی آن است. وجود انسان های آرمانی و برتر که از نظر نیروی جسمانی و معنوی برگزیده وممتاز هستند، از دیگر ویژگی های حماسه به شمار می آید.

3 - نمونه‌ي اعلاي حماسه در ادب فارسي چه نام دارد ؟ اثر كيست ؟شاهنامه ی فردوسی نمونه ی اعلای حماسه است که شاعر حماسه سرای ایران، ابوالقاسم فردوسی آن را به نظم در آورده است.

4 – شاهنامه به چند بخش تقسيم مي‌شود ؟ نام ببريد. شاهنامه را می توان به سه بخش اسلطیری، حماسی و تاریخی تقسیم کرد.

5 - برجسته‌ترين داستان حماسي شاهنامه چه نام دارد ؟ غم نامه ی رستم سهراب

6 – فردوسي در چه سالي نظم شاهنامه را آغاز كرد ؟ در سال 370 هجری قمری

7 – فردوسي چند سال به سرودن شاهنامه پرداخته است ؟ بیش از سی سال

8 – در حماسه چه رويدادهايي ديده مي‌شود ؟ رویدادهای غیر طبیعی و خلاف عادت 

 

 

o درس چهارم:

1 – تعزيه از چه قرن‌هايي در ايران رايج بوده‌ است ؟ از قرن های اوّل و دوم اسلامی

2 – در زمان ...آل بویه... تعزيه به صورت رسمي شكل گرفت و در دوره‌ي ...صفویه... به رونق و جلال آن

افزوده شد.

o درس پنجم:

1 – كتاب « سمك عیّار» در چه قرني نوشته شده است ؟ احتمالاً در قرن ششم یا هفتم هجری

2 – نام نويسنده‌ي كتاب « سمك عیّار» را بنويسيد. فرامرز بن خداداد کاتب ارّجانی

3 – نقالي يا سخنوري را تعريف كنيد. روایت افسانه ها و داستان ها با بیانی جذّاب در میان جمع .

4 – يكي از قديمي‌ترين نمونه‌هاي بازمانده از كتب داستاني ايراني را نام ببريد. داستان سمک عیّار

5 – از كجا مي‌توان پي‌برد كه كتاب سمك عیّاريك اثر كاملاً ايراني است ؟ اشاره به آداب و رسوم گوناگون و وجود نام های ایرانی بسیار در این کتاب.

6 – با توجه به كتاب « سمك عیّار » سمك عيّار چگونه انساني است ؟ مردی است عیّار از میان مردم که با وجود کوچکیِ اندام، اعجوبه ای است مظهر دلیری و جوانمردی.

7 – به اختصار مضمون كتاب « سمك و عیّار » را بنويسيد. سمک در خدمت خورشید شاه، پسر پادشاه حَلَب است. خواست های شاه و فرزندش و تلاش های سمک برای برآوردن آن ها حوادث کتاب را پدید می آورد.

o درس ششم:

1 – داستان « خير و شر» برگرفته از كدام كتاب است ؟ داستان های دل انگیز ادبیّات فارسی نوشته ی « دکتر زهرا کیا »

2 - « هفت پيكر» اثر كدام شاعر ايراني است ؟ نظامی گنجه ای

3 – پيام داستان « خير و شر» را بنويسيد. این داستان بیان کننده ی کشاکش همیشگی نیکی و بدی و حاکمیّت خوبی هاست و نشانگر این حقیقت است که نیک اندیشی سر انجامش رستگاری است و بدسگالی(بد اندیشی) به تباهی می انجامد.

4 – كتاب « داستان‌هاي دل‌انگيز ادبيات فارسي» نوشته‌ي كيست ؟ دکتر زهرا کیا

o درس هفتم:

1 – مثنوي معنوي مولوي چند هزار بيت است ؟ و در چند دفتر سروده شده است ؟ بیست و شش هزار بیت و

در شش دفتر

2 – مثنوي معنوي حاوي چه مطالبي است ؟ مطالب نغز و لطیف عرفانی و اخلاقی

3 – هدف مولوي از سرودن داستان « طوطي و بقّال» چيست ؟ در این داستان هدف، نشان دادن زیان ها و نادرستی داوری های سطحی و غیر منطقی است. هم چنین پرهیز از شتاب در قضاوت هنگام مشاهده ی تشابه دو پدیده است.

4 – مولوي در بيان مطالب لطيف عرفاني و اخلاقي از چه شيوه‌اي سود جسته است ؟ شیوه ی تمثیل و حکایت

o  درس هشتم:

1 – درس « گل‌هايي كه در نسيم آزادي مي‌شكفد» يادآور چه روزهايي است ؟ یادآور روزهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است.

2 - نويسنده‌ي درس « گل‌هايي كه در نسيم آزادي مي‌شكفد» كيست ؟ نویسنده ی معاصر، خانم « سیمین دانشور » همسر زنده یاد جلال آل احمد.

3 – كتاب « مثل چشمه، مثل رود » اثر كدام شاعر تواناي ايران است ؟ اثر شاعر معاصر « قیصر امین پور »

4 – شعر « خط خورشيد » به چه حادثه‌اي اشاره دارد ؟ باز گشت با شکوه امام خمینی(ره) و پیروزی انقلاب اسلامی ایران.

o  درس نهم:

1 – آثار مرتضي آويني را نام ببريد. مجموعه برنامه های تلویزیونی: خان گزیده ها، حقیقت، روایت فتح، سراب

2 - سروده‌ها و نوشته‌هاي مربوط به هشت سال دفاع مقدس به كدام بخش از ادبيات تعلق دارد ؟ مورد « ج »

الف – ادبيات غنايي         ب – ادبيات نمايشي          ج – ادبيات پايداري          د – ادبيات حماسي

3 – شعر « پاسخ » اثر كدام شاعر است ؟ و در چه قالبي سروده شده است ؟ محمّدرضا عبدالملکیان، در قالب نیمایی(آزاد)

 

o  درس دهم:

1 - « شيللر» شاعر بزرگ آلماني را با كدام شاعر ديگر آلمان هم ‌سنگ و برابر دانسته‌اند ؟ گوته

2 – شاعر و درام‌نويس فرانسوي كه درباره‌ي فردوسي قطعه‌ي كوتاهي نوشته است كيست ؟ فرانسوا کوپه

o درس يازدهم:

1 – شعر « قطرات سه‌گانه» نوشته‌ي كدام شاعر ايتاليايي است ؟ تریللو

2 - شعر « قطرات سه‌گانه» را چه كسي ترجمه كرده است ؟ یوسف اعتصام الملک، پدر پروین اعتصامی

3 - بزرگ‌ترين شاعر هندوستان چه نام دارد ؟ رابیندرانات تاگور

4 – اشعار تاگور شاعر هندي سرشار از چه مطالبي است ؟ اشعار او سرشار از ذوق عارفانه، ستایش آزادی و آزادگی است.

نکات مهم و توضیحات پایانی درس ادبیّات فارسی (2)

1) سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است. : سلام او (رحمت الهی ) در صبحگاه، مؤمنان را  سرمستی و نشاط می بخشد.

2) مگذار مارا به که و مه : ما را اسیر کوچک و بزرگ نکن ( مارا جز به خودت به کس دیگر وامگذار.)

3) الهی، عبدالله عمر بکاست امّا عذر نخواست. : پیر شد.

4) الهی، عذر ما بپذر بر عیب های ما مگیر. : ما را بازخواست نکن.

5) که به ماسوا فکندی همه سایه ی هما را : زیرا سایه ی خوشبختی و رحمت الهی را بر سر همه ی موجودات عالم افکنده ای.

6) برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن      که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را : مقصود شاعر، بخشش فراوان علی(ع) است و به آیه ی « انّما ولیّکم الله و رسوله وَالّذین امنوا الّذین یقیمون الصّلوه و یؤتون الزّکوه و هم راکعون » (آیه ی 55 مائده) اشاره دارد که حضرت علی(ع)، انگشتر خود را در نماز بیه سائل بخشید.

7) به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من        چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا؟ : در این بیت شاعر سؤالی را طرح کرده که به پاسخ نیاز ندارد و تنها برای تأکید بیشتر آمده است.(استفهام تأکیدی)

8) نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت      متحیّرم چه نامم شه ملک لا فتی را : اشاره به جمله ی مشهور « لافتی الّا علی لاسیف الّا ذوالفقار» است که ندایش هم زمان با رشادت های فوق العاده ی آن حضرت در غزوه ی احد در فضای آسمان پیچیده بود. معنی این جمله این است: جوانمردی چون علی و شمشیری چون ذوالفقار نیست.

9) که ز کوی او غباری به من آر توتیا را : توتیا را یعنی برای توتیا. «را» در این جا حرف اضافه و به معنی «برای» است.

10) چو تویی قضای گردان، به دعای مستمندان     که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را : ای علی، چون تو گرداننده ی قضا(تغییر دهنده ی قضا و پیشامدهای ناگوار) هستی، به حقّ دعای بی چارگان پیشامدهای بد را از ما دور گردان.

11) چه زنم چو نای هر دم، ز نوای شوق او دم؟         که لسان غیب خوش تر بنوازد این نوا را : منظور از لسان غیب(لسان الغیب) حافظ شیرازی است.

12) ز نوای مرغ یاحق بشنو که در دل شب : مرغ حق، نوعی جغد؛که هنگام آواز خواندن گویی کلمه ی «حق» را تکرار می کند.

13) زمین آهنین شد سپهر آبنوس : زمین، مثل آهن سخت و آسمان پر از گرد و غبار گردید.

14) غمی شد ز پیکار دست سران : دست آن ها از نبرد با گرزهای سنگین خسته شد.

 

15) ز قلب سپه اندر آشفت توس                    بزد اسب کاید بر اشکبوس

      تهمن برآشفت و با توس گفت                  که رُهّام را جام باده ست جفت

      تو قلب سپه را به آیین بدار                      من اکنون پیاده کنم کارزار

معنی سه بیت: توس از فرار رُهّام برآشفت و آماده ی نبرد با اشکبوس شد. امّا رستم موافقت نکرد و گفت خود به نبردش می روم، زیرا رُهّام بیشتر اهل بزم است تا رزم. تو هم باید قلب سپاه را نگاه داری.

16) کمان به زه را به بازو فکند : کمان به زه بسته را بر بازو افکند. معمولاً پس از تیراندازی زه کمان را می گشودند(باز می کردند) تا کمان قابلیّت ارتجاع خود را از دست ندهد و چون به تیراندازی نیاز داشتند، زه را در کمان می کردند.

17) هماوردت آمد مشو بازِجای : فرار نکنريال بایست.

18) عنان را گران کرد و او را بخواند : افسار را کشید و ایستاد.

19) کشانی بدو گفت: با تو سِلیح          نبینم همی جز فسوس و مِزیح : سلیح و مِزیح همان سِلاح و مِزاح عربی است که در فارسی« ا » آن ها به « ی » تبدیل شده است. به این تغییر شکل « ممال »  می گویند. فسوس به معنی مسخره کردن و مزیح غیر جدّی بودن است.

20) یکی تیر الماس پیکان چو آب         نهاده بر او چار پرّ عقاب : تیری بُرنده چون الماس که نوک آن را جلا داده و بر آن چهار پر عقاب بسته بودند. معمولاً برای آن که تیر پس از رها شدن از کمان منحرف نشود، به قسمت انتهای آن پر عقاب می بستند.

21) کمان را بمالید رستم به چنگ                 به شست اندر آورد تیر خدنگ : رستم کمان را در چنگ گرفت و به شست تیر خدنگ را آماده ی پرتاب کرد. (شست، انگشتر مانندی از جنس استخوان بود که در انگشت دست می کردندو در وقت کمان داری، زه کمان را با آن می گرفتند.

22) براو راست خم کرد و چپ کرد راست         خروش از خم چرخ چاچی بخاست : رستم برای پرتاب تیر دست راست را خم و دست چپ را که کمان در آن بود، راست کرد؛ آن گاه خروش ازکمان برخاست. چاچ شهری بوده است که در آن تیر و کمان های خوب و محکم می ساختند.

23) چو سوفارش آمد به پهنای گوش              ز شاخ گوزنان برآمد خروش : همین که انتهای تیر به گوش رستم نزدیک شد، از کمان فریادی برخاست. گاهی کمان را از شاخ گوزن می ساختند.

24) قضا گفت گیر و قدر گفت ده : قضا گفت اشکبوس تیر را بگیر و قدر گفت رستم تیر را بزن.

25) به نام خدای هان آفرین      بینداخت شمشیر را شاه دین : بینداخت در این جا یعنی زد.

26) شب عید نوروز بود و موقع ترفیع رتبه : بالا رفتن درجه و حقوق کارمند دولت با توجّه به سوابق و سنوات خدمت.

27) ماشاءالله هفت قرآن به میان : برای پرهیز از بدی و دوری از مصیبت، این جمله به صورت دعا به کار می رفت.

28) دیدم ماشاءالله چشم بد دور آقا واترقّیده اند : تنزّل کردن، به عقب برگشتن.

29) قدش درازتر و تک و پوزش کریه تر شده است : تک و پوز، دک و پوز: سر و دهان.

30) سر زانوهای شلوارش که از بس شسته بودند به قدر یک وجب خورده رفته بود : ساییده شدن و از بین رفتن.

31) مشغول تماشا و وراندار این مخلوق کمیاب و شیٌ عُجاب بودم : اشاره به آیه ی « اِنَّ هذا لَشَیيءٌ عُجابٌ » سوره ی ص آیه ی 5 که معمولاً برای اشاره به امر شگفت به کار می رود.

32) مختارید وای خوب بود مهمانی را پس می خواندید : دعوت را پس می گرفتید.

33) اصلاً پاپی می شوند که سگ را بیاور تا حسابش را دستش بدهیم : اصرار می ورزند.

34) یکی از حضّار که کبّاده ی شعر و ادب می کشید : کبّاده ی چیزی را کشیدن یعنی ادعّای چیزی داشتن، خواستار چیزی بودن.

35) مهمانان سخت در محظور گیر کرده و تکلیف خود را نمی دانند : در محظور گیر کردن: در تنگنا افتادن، رودربایستی.

36) قطعهً بعد اٌخری : تکّه ای بعد از تکّه ی دیگر.

37) وَ کأنَ لم یکن شیئاً مذکوراً : بخشی از آیه ی اوّل سوره ی دهر است به معنی « چیزی قابل ذکر نبود » در این داستان یعنی تمام خوراکی ها سر به نیست شد.

38)  ما یتعلّقُ به : آن چه بدان وابسته است.

39) از « تولم » تا این جا بیش از چهار ساعت در راه بودند : نام دو محل است در خطّه ی گیلان.

40) آن را در کروج لای دسته برنج پیدا کرد : انباری برای نگه داشتن برنج.

41) رجز بخوان : رجز خواندن : کنایه از خودستایی کردن. در اینجا منظور تمسخر و تحقیر محمّدولی است.

42) چه قدر همین خود تو منو تلکه کردی؟ : تلکه کردن: پول یا مال را با مکر و فریب از کسی به دست آوردن.

43) الآن که راه بیفتیم خروس خوان می رسیم : وقتی خروس شروع به خواندن می کند؛ صبح زود.

44) نه جان دلم، با مال می رویم : حیوان؛ راهِ مال رو : مسیر و جاده ای که چارپایان از آن می گذرند.

45) حالا دلت خواسته برایت نَقل بگویم : نَقل گفتن : قصه گفتن.

46) تک و تنها می آید سی میدان : در این جا به معنی به طرف، به سوی.

47) فکری است : در حال فکر کردن است.

48) چه طور با آن همه دشمن لعین جر کند : جر کردن: جنگیدن، در افتادن.

49) سر و پکالش خینی می شود : سر و صورتش خونی می شود.

50) و لکم فی القصاص حیوهٌ یا اولی الالباب : ای خردمندان، حکم قصاص برای حفظ حیاط شماست.

51) امّا علامت، دیگر به خیابان اصلی پیچیده بود : عَلَم مخصوصی است که آن را معمولاً در ماه محرّم پیشاپیش دسته های عزاداری به حرکت در می آورند. در بالای آن لاله ها و پیکره هایی از مرغ و جز آن و در پایین آن شال های ترمه می آویزند و بر زبانه های فلزّی بدنه اش پَر یا گلوله ای از شیشه های رنگارنگ نصب می کنند.

51) مسیو تم، لابد خودت را یک جنتلمن تصوّر کرده ای : مسیو: کلمه ای فرانسوی به معنی « آقا »

جنتلمن: نجیب زاده و جوان مرد (این کلمه انگلیسی است.)

52) عفریت، چه کسی به یاغری تو خواهد آمد؟ : اهریمن، شیطان.

53) با عشق خود چه کنم : منظور از عشق خود، سرزمین غصب شده ی فلسطین است.

54) منتظر رسیدن تموز و پای کوبی دَبکه در موقع درو هستم : منظور پای کوبی و جشن ملّی است که در سوریه رواج دارد.

55) و از سایه های آبی، خارهای سرخ بر اجساد به جا مانده و طعمه ی عقاب و زاغ شده، فرو ریخت: از سایه های آبی، خارهای سرخ فروریخت: هواپیماهایی که بمب و موشک از آسمان فرو می ریزند.

56) دست هایش را به سنگ مردگان آویختند : سنگ شکنجه.

57)  دقایقی را که این گونه سپری می شدند، می شمرد : دقایق را شمردن: کنایه است به مفهوم انتظار کشیدن.

58) راه چشمه را باز گرفت : به سوی چشمه حرکت کرد.

59) شب بی کران در مقابل این مخلوق کوچک قد علم کرد : شب با تاریکی گسترده اش به مقابله با کوزت پرداخت. در این عبارت، آرایه ی « جان بخشی به اشیا (تشخیص) » وجود دارد.  این مخلوق کوچک : منظور کوزت است. قد علم کردن: به مقابله برخاستن

60) بیشه ظلمانی بود : بیشه کاملاً تاریک بود.

62) اعمال ما به ما وابسته است، هم چنان که درخشندگی به فسفر: آرایه ی تشبیه

63) اعمال ما ما را می سوزاند : کارهای نادرست ما، باعث مجازات ما می شوند.

 

 

  

  

توضیحات پایانی درس های ادبیّات فارسی سوم انسانی

1) خداوندی که در ذاتش علل نیست : خداوندی که علّت العلل است ؛ خداوندی که ضعف و بیماری به وجود او راه نمی یابد.

2) نه در ایوان قربش وهم را بار : اهتمام و هوشمندی انسان ها هرگز او را در نخواهد یافت. بر گرفته از جمله ی مشهور امیر مؤمنان : « لایدرکه بُعد الهمم و لا یناله غوص الفطن »

3) ز ادنایش به « او ادنی » رسانده : خداوند او (پیامبر) را از پایین ترین رتبه و درجه به بالاترین مقام رسانید. « او ادنی » اشاره است به آیات معر اج از سوره ی والنّجم : ... فکان قاب قوسین او ادنی ( پس او به فاصله ی دو کمان یا کم تر به قرب الهی رسید. آیه ی 29 )

4) « کریم اسّجایا جمیل الشّیم    نبیُّ البرایا شفیع الاُمم » : او (پیامبر) دارای خوی های نیک و عادات پسندیده است. پیامبر خداست بر امّت و شفاعت کننده ی گروه های مردم است.

6) یتیمی که نکرده قرآن درست           کُتُب خانه ی چند ملّت بشست : پیامبری که هنوز وحی بر او تمام نشده بود، با رسالت خود، آثار همه ی ادیان را منسوخ کرد.

7) چو عزمش برآهِخت شنشیر بیم       به معجز میان قمر زد دو نیم : چون تصمیسم به انذار مشرکان گرفت، با معجزهی خود ماه را به دو نیم کرد؛ مصراع دوم اشاره است به شقّ القمر : شکافتن ماه که از معجزات پیغمبر اسلام در برابر در خواست منکران است. سوره ی قمر آیه ی 1 : اقتربت الساعه و انشقّ القمر ؛ آن ساعت نزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد.

8) تزلزل در ایوان کسرا فتاد : ایوان کسرا شکاف برداشت. ( یعنی در قدرت ساسانیان خلل راه یافت.)

ایوان مداین، کاخ بزرگ ساسانیان در تیسفون که بخشی از آن هنوز باقی است. در روایات آمده است که هنگام تولّد پیامبر اسلام حوادثی روی داد و از آن جمله، شکاف برداشتن ایوان کسرا بود.

9) « بدو گفت سالار بیت الحرام          که ای حامل وحی برتر خرام » حامل وحی: جبرئیل امین

سالار بیت الحرام : پیامبر اکرم(ص)

10) علیک السّلام ای نبیّ الوری ؛ نبیّ الوری : پیامبر و فرستاده ی خدا بر مردم ( وَری : مردم )

11) به بدها دل دیو رنجور دار : بدی را بر اهریمن روا دار و با او پیکار کن (نه با من)

12) به مردی مکن باد را در قفس ؛ باد در قفس کردن : کنایه از کار بیهوده کردن

13) جهان پیش چشمش چو یک بیشه شد : دنیا پیش چشمانش تاریک شد.

14) دو کار است هر دو به نفرین و بد       گزاینده رسمی نوآیین و بد : این هر دو کار، نامبارک و نفرین شده و بدعت هایی زشت و زیانمندند.

15) تنت بر تک رخش مهمان کنم          به گرز و به کوپال درمان کنم : پیکرت را مهمان سمّ رخش می کنم ( با رخش برجنازه ات می تازم ) تن تو را با گرز و کوپال درمان می کنم ( بدین گونه مرض جنگ طلبی تو را درمان می کنم )

16) ببینی تو فردا سنان مرا           همان گرد کرده عِنان مرا ؛ عنان گرد کردن : کنایه از آماده شدن برای حمله و حرکت است.

17) نگهبان تن کرد بر گبر، ببر : رستم برای حفظ تن خویش علاوه بر گبر (نوعی زره) ببر بیان (زره مخصوص) را نیز پوشید.

18) چو مانده شد از کار، رخش و سوار           یکی چاره سازید بیچاره وار ؛ چاره سازید : چاره ساخت.

سازیدن به معنی ساختن به کار رفته است.

19) چنین با خداوند بیگانه شد : رخش رخمی از خداوند (صاحب) خود جدا شد.

20) زمانه برد راست آن را به چشم           بدان گه که باشد دلت پر ز خشم : آن گاه که با دلی خشمگین به این کار می پردازی، اجل و تقدیر تیر تو را راست به چشم اسفندیار می برد.

21) ز نیرنگ زالی بدین سان درست ؛  در این مصراع درست یعنی : سالم و زنده

22) بترس از جهان دار یزدان پاک          خرد را مکن با دل انهدر مَغاک : از خدای پاک که جهان هستی در پنجه ی قدرت اوست، بترس و عقل و احساس خود را تباه نکن ( بر خلاف عقل و احساس خود عمل نکن ) این بیت به گونه ای دیگر نیز معنی می شود : مگذار احساس تو عقل و خردت را به خاک بسپرد.

22) پی پورش و نام و ننگ آمدم : من برای حفظ آبرو و عذر خواهی آمده ام.

23) تفحّص کار دزدان و بحث احوال طرّاران کردی : در این جا «بحث» به معنی جسجو و کاوش است.

24) هرکجا سراقه ای کردندی؛ سراقه: شکل دیگری از کلمه ی«سرقت»است که امروزه به کار نمی رود.

25) پای در میان نهادی و پی بیرون بردی : « پی بیرون بردن » : کنایه از کشف و شناسایی است.

26) شمعکی خرد با مفاتیح که برای گشادن در دکّان معد بود : مفاتیح جمع مفتاح به معنی کلید است و در این جا منظور دسته کلیدی برای باز کردن در است.

27) برفروز که مرا در دکّان مهی هست : روشن کن زیرا در دکّان برایم کار مهمّی پیش آمده است.

28) فرا پیش نهاد : در مقابل خود قرار داد.

29) محاسبه ای می کند : مشغول حساب و کتاب است.

30) قراضه ای بدو داد : قراضه : به معنی خرده سکّه ی طلا و نقره است؛ در اینجا به معنی مبلغ اندک

31) در اخراجات خود صرف کن : اخراجات ( در این جا ) مخارج زندگی.

32) او را به غرفه ای برداز شط دور، مُلاقیِ صحرا : مُلاقی : دیدارکننده؛ در این جا به معنی روبرو

33) بزّاز قفل را حیله کرد تا بگشاد : بزّاز بسیار کوشید تا قفل را باز کرد.

34) نمرود منادی فرمود که بروید هیزم آورید سوختن ابراهیم را : منادی فرمود : فرمان داد؛ اعلام کرد. توضیح آن که نمرود برای آن که همه ی مردم را در گناه سوزاندن ابراهیم سهیم کند، ندا در داد که هرکس پشته ای هیزم فراهم سازد.

35) او خدایان شما را پاره کرده است : « پاره کرده است » : شکسته است.

36) گویند آتش افروختن بدان بود : « بدان بود » : به آن سبب بود.

37) ابراهیم را بازداشته بودند : ابراهیم را زندانی کرده بودند.

38) با خداوند وی(ابراهیم) بسازم : با خدای ابراهیم سازگاری کنم و با او دشمنی نداشته باشم.

39) به سر قصه شد : به سر قصه خواهم شد؛ به سر قصه برخواهم گشت.

40) هر چند مرا از وی بد آمد: اگر چه از وی به من جفا و آسیب رسید؛ هرچند او به من بدی کرد.

41) وَ لا تَبدیلَ لِخَقلِ الله: برای آفرینش خدا دگرگونی نیست.

42) همیشه چشم نهاده بودی : همواره مراقب بود؛ چشم نهادن: مراقب بودن.

43) آن چاکر را لت زدی: « لت زدی » : سیلی می زد، لگد مال می کرد؛ لت زدن: سیلی زدن؛ در این جا کنایه از آسیب رساندن.

44) فروگرفتی: لطمه می زد، بازداشت می کرد؛ فرو گرفتن : بازداشت کردن، از کار برکنار کردن، بیچاره کردن.

45) و اگر کرد، دید و چشید : مرجع هر سه فعل بوسهل زوزنی است. بوسهل اگر چنین کارهایی کرد، به سزای اعمال خود رسید.

46) جز استادم که وی را فرو نتوانست برد : در این جا مراد از « استادش » بونصر مشکان، رئیس دیوان رسایل است.

47) جز استادم که وی را فرو نتوانست برد : جز استادم( بونصر مشکان) که نتوانست به او آسیبی بزند.

48) بی آن که مخدوم خود را خیانتی کرد : خیانتی بکند.

49) دل این سطان مسعود را نگاه داشت : مطابق میل او رفتار کرد؛ دل کسی را نگه داشتن: مطابق میل کسی رفتار کردن.

50) حال حسنک دیگر بود : روش حنک غیر از روش بونصر مشکان بود.

51) برهوای امیر محمّد و نگاه داشت دل محمود این خداوند زاده را بیازرد : خداوند زاده به معنی: شاهزاده و در این جا منظور « سلطان مسعود » است.

52) چیزها کرد و گفت که اکفا آن را احتمال نکنند : تحمّل نکنند؛ احتمال کردن: تحمّل کردن.

53) فضل جای دیگر نشیند : حساب فضل و دانش جداست.

54) امیرت را بگو که من آن چه کنم به فرمان خداوند خود کنم : امیر: سلطان مسعود، خداوند: سلطان محمود.

55) لاجرم چون سلطان پادشاه شد : سلطان مسعود

56) این مرد بر مرکب چوبین نشست : کنایه از این است که به دار آویخته شد؛ مرکب چوبین کنایه از تابوت هم هست.

57) بوسهل و غیر بوسهل در این کیستند :  چه کاره هستند.

58) بو سهل گفت: « حجّت بزرگ تر که مرد قرمطی است و خلعت مصریان استد تا امیرالمؤمنین، القادر بالله، بیازرد : آزرده شد.

59) نامه از امیر محمود بازگرفت : نامه نگاری و مکاتبه با امیر محمود را قطع کرد.

60) من در ایستادم : در ایستادن در این جا یعنی آغاز کردن.

61) خلیفه را به دل آمدن که مگر امیر محمود فرموده است : همانا، بی تردید، قید تأکید.

62) اگر به راه بادیه آمدی در خون آن همه خلق شدی؟ : در این جا صحرای عربستان مورد نظر است.

63) و لکن خلیفه را چند گونه صورت کردند. : گزارش دادند.

64) تا نیک آزار گرفت : رنجیده خاطر شد. آزار گرفتن: رنجیده خاطر شدن.

65) و از جای بشد : ناراحت و خشمگین شد؛ از جای بشدن: ناراحت و خشمگین شدن.

66) امیر ماضی چنان که لجوجی و ضُجرَت او بود : سلطان محمود

67) آن چه یافته آید و درست گردد بر دار می کشند : ثابت شود.

68) امیر محمود فرمان یافت : مُرد.

69) قضات بلخ و اشراف و علما و فقها و معَدِّلان و مُزَکّیان همه آنجا حاضر بودند : کسانی که در محضر قاضی برای تصدیق گفتار مدّعیان و شهود حاضر می شدند.

70) چون این کوکبه راست شد :  آماده شد.

71) یک ساعت ببود، حسنک پیدا آمد بی بند : طول کشید.

72) دستاری نشابوری مالیده : مستعمل(کارکرده) و در مورد موی سر یعنی مرتّب کرده.

73) تا نزدیک نماز پیشین بماند : نماز ظهر

74) خواجه بوسهل را بر این که آورد که آب خود ببرد : برانگیخت، واداشت؛ آوردن: برانگیختن.

75) برخاست نه تمام و برخویشتن می ژکید : آهسته از روی خشم سخن می گفت؛ غرغر می کرد.

76) بوسهل را طاقت برسید : تاب و تحمّل بوسهل تمام شد.

77) این خواجه که مرا این گوید مرا شعر گفته است : برای من مدیحه گفته است.

78) بوسهل را صفرا بجنبید : بوسهل خشمگین شد؛ جنبیدنِ صفرا: خشمگین شدن.

79) این مرد پنج و شش ماه است تا در دست شماست : حرف ربط، به معنی که

80) عَلَی الرَّسمِ فی اَمثالِها : چنان که در نظایر آن مرسوم است.

81) در باب خواجه ژاژ می خاییدم : سخنان بیهوده می گفتم؛ ژاژ خاییدن: سخنان بیهوده گفتن.

82) به ستم وزارت مرا دادند و نه جای من بود : وزارت را به ناحق و به زور به من دادند.

83) خداوند کریم مرا فرو نگذارد : رها نکند؛ فرو گذاشتن: رها کردن.

84) امیر، بوسهل را بخواند و نیک بمالید : گوش مالی داد، سرزنش کرد؛ مالیدن: گوش مالی دادن.

85) بیش چنین سهو نیفتد : دیگر چنین اشتباهی رخ نمی دهد.

86) دو مرد پیک راست کردند با جامه ی پیکان که از بغداد آمدند : دو مرد را به شکل و شمایل قاصد و رسول آراستند و چنین وانمود کردند که آن ها از بغداد آمدند.

87) نَعوذُ بِاللهِ مِن قَضاءِ السُّوء : از پیشامد بد به خدا پناه می برم.

88) آواز دادند که سنگ دهید : با سنگ بزنید؛ سنگ بیندازید. دهید : بزنید

89) خبه کرده : خفه کرده

90) چنان که اثری نماند تا به دستوری فروگرفتند : پایین آوردند.

91) او را فرزندان در رسیدند : بزرگ شدند، رشد کردند.

92) هر که از این چهار خصلت یکی را مهمل گذارد : رها کند، بی اعتنایی کند.

93) پسرانِ بازرگان عِظَت پدر بشنودند و منافع آن نیکو بشناخت : بشناختند، حذف شناسه ی«ند» به قرینه ی لفظی.

94) حالی طاقت حرکت نداشت : فوراً ، در آن حال، در آن لحظه.

95) مزدور یک روز ببود، ملول گشت : خسته و درمانده شد.

96) شنزبه را به مدّت، انتعاشی حاصل آمد : در طول زمان، به مرور زمان.

97) خویشتن را بر شیر عرضه کنم : خودم را به شیر نشان دهم.

98) منتظر می باشم تا کاری افتد : کاری پیش آید؛ فرمانی صادر شود. به کنایه یعنی در خدمت هستم.

99) شیر فرمود که این جا مقام کن که شفقت و اکرام و مبرّت و انعام ما نصیبی تمام یاوی : «یاوی» صورت دیگری از «یابی» است.

100) خواب و قرار از وی بشد : مضطرب و پریشان شد؛ آرامش خود را از دست داد.

101) او را در گردانم : او را منصرف کنم.

102) در حالِ فَراغ خلوتی راست آید : در خلوت و محرمانه باید این موضوع را بگویم.

103) آن چه تازه شده است : آن چه تازه اتّفاق افتاده است.

104) شیر را آزمودم و اندازه ی زور و قوّت او معلوم کرد و رای و مکیدت او بدانست : شناسه ی «-َ م» از آخر فعل های «کرد» و « بدانست» به قرینه ی لفظی حذف شده است.

105) هوای عصیان از سر او باد خانه ای ساخت : خانه ی باد؛ محلی که در آن هوای بسیار جمع شود و باد بسیار از آن بوزد. مراد این است که کلّه اش پر از باد است.

106) من کاره شده ام دیدن گاو را : من از نزدیک شدن به گاوکراهت دارم و این امر را زشت می دانم.

107) گفت: شنزبه را بینم و از مضمونِ ضمیرِ او تنسّمی کنم؟ : « تنسّم » یعنی نسیم استنشاق کردن و مجازاً یعنی خبر جستن و اطّلاع حاصل کردن.

108) وحوش را به گوشت او نیک داشتی خواهم کرد : با گوشت او برای حیوانات مهمانی و ضیافت خواهم داد.

109) اتّفاق را گاو با ایشان برابر برسید : اتّفاقاً، از قضا.

110) سنگ سراچه ی دل به آب دیده می سفتم : اشک چشم که در شفّافیّت و درخشندگی و برندگی مانند الماس است.

111) عمر برف است و آفتاب تموز       اندکی ماند و خواجه غِرَّه هنوز : روز های کوتاه عمر مانند برف است در برابر آفتاب تابستان که عمر آن زود سپری می شود. اندکی از عمر باقی مانده در حالی که صاحب آن هم چنان غافل و مغرور است. «و» در مصراع اوّل، در معنای « مقابل و برابر » است.

112) ای تهی دست رفته در بازار        ترسمت پر نیاوری دستار : ای کسی که با دست خالی به بازار رفته ای یقین دارم که با دستان خالی نیز باز خواهی گشت. ترسم: یقین دارم.

113) هر که مزروع خود بخورد به خوید       وقت خرمنش خوشه باید چید : کسی که محصول خود را پیش فروش کند، هنگام برداشت نیازمند دیگران می شود.

114) دامن از صحبت فراهم چینم : گوشه نشینی اختیار کنم.

115) زبان بریده به کنجی نشسته صُمُّ بُکم       به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم : آن که خاموش و کر و گنگ در گوشه ای نشسته است، از کسی که مهار زبان خویش را در اختیار ندارد، بهتر است.

116) چندان که نَشاطِ ملاعبت کرد و بساط مدعنت گسترد، جوابش نگفتم : هر قدر زمینه ی شوخی و خنده را فراهم کرد، به او پاسخی ندادم.

117) به حکم ضرورت زبان درکشی :  زبان درکشیدن یعنی خاموش شدن.

118) تو نیز اگر توانی سر خویش گیر و راه مجانبت پیش : سر خویش گرفتن یعنی دنبال کار خود رفتن.

119) خلاف راه صواب است و نقضِ رای اولوالاباب: ذوالفِغارِ علی در نیام و زبان سعدی در کام : درست نیست که شمشیر علی(ع) در غلاف بماند(در پیکار با دشمنان از آن استفاده نشود) و سعدی نیز سکوت اختیار کند(سخنان زیبا و مفید نگوید)

120) رَوضَهٌ ماءُ نَهرِها سَلسال         دَوحَهٌ سَجعُ طَیرِها مَوزُون : بوستانی که آب جویبارش خوشگوار و درختستانی که آوای پرندگانش خوش و آهنگین بود.

121) الکَریمُ اِذا وَعَدَ وَفی : جوان مرد وقتی وعده دهد، وفا کند.

122) فصلی در همان روز اتّفاق بیاض افتاد : در همان روز، پاک نویس کردن یک فصل از گلستان میّسر شد.

123) نکوهش مکن چرخ نیلوفی را : چرخ نیلوفری یعنی آسمان؛ کنایه از روزگار است.

124) نشاید ز دانا نکوهش بَری را : شایسته نیست که دانا عوامل مؤثرِ در کاری را نکوهش کند.

125) در خت تو گر بار دانش بگیرد          به زیر آوری چرخ نیلوفری را : با فرا گرفتن علم و دانش از آسمان سر فرازتر خواهی شد و آن را به فرمان خود در خواهی آورد.

126) نگر، نشمری، ای برادر، گزافه          به دانش دبیریّ و نه شاعری را : به هوش باش که بی جهت دبیری(نویسندگی) و شاعری را دانش واقعی نشمری.

127) بلی، این و آن هر دو نطق است لیکِن         نَماند همی سحر، پیغمبری را : دبیری و شاعری هر دو نوعی سخن گفتن اند امّا هیچ شباهتی با سخن پیامبران(وحی) ندارد.

128) من آنم که در پای خوکان نریزم           مر این قیمتی دُرّ ِ لفظ دری را : من دُرّ پر ارزش سخن فارسی را در پای صاحبان قدرت(خوکان) قربانی نمی کنم.

129) نه همین می رمد آن نو گل خندان از من         می کشد خار در این بادیه، دامان از من : نه تنها آن نو گل خندان(معشوق) مرا رها کرده است بلکه خار نیز از من دوری می گزیند.

130) گر چه مورم ولی آن حوصله با خود دارم       که ببخشم، بُوَد ار مُلک سلیمان از من : توانایی، قدرت، قابلیّت.

131) از راهروانِ سفر عشق در این دشت         گلگونه شرشکی است اگر راه نوردی است : تنها راه نوردِ راه عشق، اشکِ گلگون است. شاعر گونه را به دشت و اشک را به راه نورد این دشت تشبیه کرده است.

132) به گونه ی ماه نامت/ زبانزدِ آسمان ها بود : همان گونه که «ماه» مشهور آسمان است( در اوّلین نگاه ماه را در آسمان می توان دید)، نام تو- حضرت عباس(ع)- نیز مشهور آسمان است. شاعر با ظرافت تمام به لقب « قمر بنی هاشم » اشاره دارد.

134) و پیمان برادریت/ با جبل نور/چون آیه های جهاد،/ محکم : پیمان برادری با جبل نور اشاره به وفاداری حضرت عبّاس نسبت به برادرش امام حسین(ع) است.

135) تو آن راز رشیدی/ که روزی فرات/ بر لبت آورد : حضرت عبّاس، پس از ورود به شریعه ی فرات، دست بر آب زد و آب را تا لبان خشکیده رساند امّا وقتی به یاد تشنگی برادر و کودکان حرم افتاد، نتوانست آن را بیاشامد. شاعر با بیانی لطیف و بدیع به نکته اشاره کرده است.

136) تو آن راز رشیدی/ که روزی فرات/ بر لبت آورد/ و کنار درک تو/ کوه از کمر شکست : به دنبال شهادت حضرت عبّاس، امام حسین(ع) فرمود: الآن قد انکسر ظَهری؛ اکنون کمرم شکست.

 

 

 

 

 

 

 

  بسمه تعالي

شماره صندلي :

 

نام :

 

نام خانوادگي :

 

نام پدر :

كد دانش آموزي :                              

درس : ادبیّات فارسی1

 

رشته : عمومی

پايه :   اوّل

امتحان نوبت : دوم

 

تاريخ امتحان :

 

ساعت برگزاري امتحان : 

 

مدت :   60 دقيقه

 

آموزشگاه :

 

شهرستان :

 

 

 

جاي

مهر آموزشگاه

الف) معنی شعر نثر: 6 نمره- هریک از ابیات و عبارات زیر را به نثر روان امروزی معنی کنید.

1) ما را از آن نامی بود.(25/.)

2) مردند و رفتند به دنیای حق.(25/.)

3) ده بیست نفر با تیپ می آیند. (25/.)

4) شستم خبردار شد. (25/.)

5) از جلوه ی سبز و سرخ، طرح چمنی ریزم. (5/.)

6) نگیرم فریب تو زین در مکوش. (5/.)

7) سه ماه بود که موی سر باز نکرده بودیم. (5/.)

8) دفتر آسمان پاره پاره. (75/.)

9) بزرگی، خرد و دانش راست نه گوهر و تخمه را. (75/.)

10) ولی چندان که برگ از شاخه می ریخت               دو چندان می شکفت و برگ می کرد  (1 نمره)

 

11) از آن برد گنج مرا دزد گیتی            که در خواب بودم گه پاسبانی (1نمره)

 

ب) معنی لغت: 2 نمره- با توجه به موارد داده شده، هریک از کلمات مشخص شده را معنی کنید.

1) سبک تیغ تیز از میان بر کشید                            2) ازدحام است و مهربانی .

3) مسلک مرغ گرفتار قفس هم چو من است.                        4) مشّاطه نمی خواهد، زیبایی رخسارم.

5) وظیفه ی خود را خطیرتر از آن می بیند.                          6) صوفیه نیز برای اعتکاف در مسجد خلوت می گزیدند.

7) حالا تازه می فهمند که شأن مقنّن از آن بالاتر است.            8) تحصیل باید با فراغ بال و تأنی انجام گیرد.

ج) تاریخ ادبیّات و دانش های ادبی: 3 نمره

1) نام پدید آورندگان این آثاررا بنویسید. (5/.) الف)پرستو در قاف:                         ب) با کاروان حلّه:

2) در بیت زیرکلمات « قافیه» را مشخص کنید.(5/.)

گویند ز عشق کن جدایی           این نیست طریق آشنایی

3) کدام گزینه درباره ی« تراژدی» درست است؟ (25/.)

الف) تجسّم عیوب و رذیلت های اخلاقی است به گونه ای که مایه ی خنده باشد.

ب) تصویر ناکامی اشخاص برجسته است.

4) به گونه ای از غزل ها که محتوای آن ها بیشتر مسائل سیاسی و اجتماعی است« ..........................» می گویند. (25/.)

5) ادبیّات تعلیمی چیست؟ (5/.)

6) در بیت زیر چه آرایه ای وجود دارد؟ (25/.)

چو آتش در سپاه دشمن افتاد               ز آتش هم کمی سوزنده تر شد

7) در قطعات ادبی، عنصر خیال پردازی و بیشتر آرایه های شعری دیده می شود. این نوع نوشته ها را که مضمونی شاعرانه دارند،« .......................» نیز می نامند. (25/.)

8) درمصراع« چون تماشای گل و لاله و شمشاد کنید» چه آرایه ای وجود دارد؟ (25/.)

9) کدام شاعر در استقلال پاکستان نقش مهمی داشت؟ (25/.)

د) درک مطلب: 4 نمره

1) کدام گزینه درباره ی مصراع« پدر را نباید که داند پسر» درست است؟ (25/.)

الف) نباید پسر، پدر را بشناسد.                               ب) نباید پدر، پسر را بشناسد.

2) عبارت« تازه پشت لبش سبز شده» چه مفهومی دارد؟ (5/.)

3) دربیت زیر منظور از« مه » چیست؟ (5/.)

چون رایت عشق آن جهان گیر                      شد چون مه لیلی آسمان گیر

4) دربیت زیر منظور از« سدّ روان » چیست؟ چرا؟ (75/.)

از این سدّ روان در دیده ی شاه                      ز هر موجی هزاران نیش می رفت

5) عبارت « پی بردیم راه دست خودش نیست» کنایه از چیست؟ (5/.)

6) عبارت کنایی « الهی همیشه نان سواره باشد و او پیاده» چه مفهومی دارد؟ (5/.)

7) باتوجه به عبارت« مدّتی بود که پیرمرد افتاده بود» : (5/.)

الف) منظور از « پیرمرد» چه کسی است؟                     ب) « افتادن» چه مفهومی دارد؟

8) با توجه به شعر« تا هست آدمی، تا هست عالمی» در عبارت « صد مرد معتبر، آید بر نظر» منظوراز « صد مرد معتبر» چه کسانی هستند؟ (5/.)

ه) خودآزمایی: 3 نمره

1) در بیت« آمد آورد پیش خبر فراز               گفت گوهر به گوهر آمد باز» مقصود از گوهر اوّل و دوم چیست؟ (5/.)

 

2) « بند پوتین را محکم بستن» کنایه از چیست؟ (5/.)

3)جمله ی« می خواهم بحر را در کوزه ای بریزم» یعنی چه؟ (5/.)

 

4) مجنون در جوارکعبه از خدا چه خواست؟ (5/.)

5) جمله ی « آن طرفش رافرّاشان می دانند و چوب دست های آنان» یعنی چه؟ (5/.)

 

6) هلن کلر چه چیزهایی را برای خود نور خورشید و بهشت دانسته است؟(5/.)

و) حفظ شعر: 2نمره

1) باغ سلام می کند، ............. قیام می کند          سبزه پیاده می رود، ............ سوار می رسد(5/.)

2) در آن نوبت که بندد دست ....................... به پای ..................................... دام (5/.)

3) گفتم ز ...................... رسم وفا بیاموز               گفتا ز ....................... این کار کم تر آید (5/.)

4)ما را سر باغ و ............... نیست                        هر جا که تویی .................. آن جا ست (5/.)

                                                                                                   « موفق باشید »

 تصحيح اول

 

تصحيح دوم ورسيدگي به اعتراض

نمره با عدد

نام ونام خانوادگي دبير:

نمره با عدد :                     نام ونام خانوادگي دبير :

نمره با حروف

امضاء

نمره با حروف :                                    امضاء :

 

  بسمه تعالي

شماره صندلي :

نام : کلـــــــــید

نام خانوادگي :

نام پدر :

كد دانش آموزي :                              

درس : ادبیّات فارسی1

رشته : عمومی

پايه :   اوّل

امتحان نوبت : دوم

تاريخ امتحان :

 

ساعت برگزاري امتحان : 

مدت :   60 دقيقه

آموزشگاه : دبیرستان  فردوسی

شهرستان : شوشتر

 

                   جاي

مهر آموزشگاه

الف) معنی شعر نثر: 6 نمره- هریک از ابیات و عبارات زیر را به نثر روان امروزی معنی کنید.

1) ما را از آن نامی بود.(25/.) با این کار به شهرت برسیم.

2) مردند و رفتند به دنیای حق.(25/.) مردند و به جهان آخرت رفتند.

3) ده بیست نفر با تیپ می آیند. (25/.) ده تا بیست نفر با آرایش نظامی می آیند.

4) شستم خبردار شد. (25/.) آگاه شدم.

5) از جلوه ی سبز و سرخ، طرح چمنی ریزم. (5/.) من با نشان دادن برگ و گل خود، آب و رنگی به چمن می بخشم.

6) نگیرم فریب تو زین در مکوش. (5/.) فریب تو را نمی خورم، در این باره مکوش.

7) سه ماه بود که موی سر باز نکرده بودیم. (5/.) سه ماه بود که موی سر را نتراشیده بودم( اصلاح نکرده بودم)

8) دفتر آسمان پاره پاره. (75/.) آسمان(خوبی ها و پاکی ها) مانند دفتری بود که آن را پاره پاره کرده باشند.

9) بزرگی، خرد و دانش راست نه گوهر و تخمه را. (75/.) بزرگی انسان به عقل و دانش اوست نه به اصل و نژاد او.

10) ولی چندان که برگ از شاخه می ریخت               دو چندان می شکفت و برگ می کرد  (1 نمره)

هر چه جلال الدّین از لشکر مغول می کشت نه تنها کم نمی شدند، گویی بیشتر هم می شدند.

11) از آن برد گنج مرا دزد گیتی            که در خواب بودم گه پاسبانی (1نمره)

روزگار به این دلیل جوانی مرا ربود که من به هنگام نگهداری از آن در غفلت و بی خبری بودم.

ب) معنی لغت: 2 نمره- با توجه به موارد داده شده، هریک از کلمات مشخص شده را معنی کنید.

1) سبک تیغ تیز از میان بر کشید                                               2) ازدحام است و مهربانی .

      سریع                                                                                                          شلوغی

3) مسلک مرغ گرفتار قفس هم چو من است.                        4) مشّاطه نمی خواهد، زیبایی رخسارم.

      راه و روش                                                                                                      آرایشگر

5) وظیفه ی خود را خطیرتر از آن می بیند.                               6) صوفیه نیز برای اعتکاف در مسجد خلوت می گزیدند.

                                       مهم(بزرگ)                                                                                   گوشه نشینی برای عبادت

7) حالا تازه می فهمند که شأن مقنّن از آن بالاتر است.             8) تحصیل باید با فراغ بال و تأنی انجام گیرد.

                                                        قانون گذار                                                                                                 آهستگی

ج) تاریخ ادبیّات و دانش های ادبی: 3 نمره

1) نام پدید آورندگان این آثاررا بنویسید. (5/.) الف)پرستو در قاف: علیرضا قزوه     ب) با کاروان حلّه: عبدالحسین زرین کوب

2) در بیت زیرکلمات « قافیه» را مشخص کنید.(5/.)

گویند ز عشق کن جدایی           این نیست طریق آشنایی

3) کدام گزینه درباره ی« تراژدی» درست است؟ (25/.) گزینه ی ب درست است.

الف) تجسّم عیوب و رذیلت های اخلاقی است به گونه ای که مایه ی خنده باشد.

ب) تصویر ناکامی اشخاص برجسته است.   

4) به گونه ای از غزل ها که محتوای آن ها بیشتر مسائل سیاسی و اجتماعی است« ....غزل اجتماعی...» می گویند. (25/.)

5) ادبیّات تعلیمی چیست؟ (5/.) به مجموعه ای از آثار که موضوع آن ها آموزش و تعلیم است، ادبیّات تعلیمی می گویند.

6) در بیت زیر چه آرایه ای وجود دارد؟ (25/.) آرایه ی تشبیه

چو آتش در سپاه دشمن افتاد               ز آتش هم کمی سوزنده تر شد

7) در قطعات ادبی، عنصر خیال پردازی و بیشتر آرایه های شعری دیده می شود. این نوع نوشته ها را که مضمونی شاعرانه دارند،« ...نثر شاعرانه...» نیز می نامند. (25/.)

 

8) درمصراع« چون تماشای گل و لاله و شمشاد کنید» چه آرایه ای وجود دارد؟ (25/.)آرایه ی مراعات نظیر

9) کدام شاعر در استقلال پاکستان نقش مهمی داشت؟ (25/.) محمّد اقبال لاهوری

 

 

د) درک مطلب: 4 نمره

1) کدام گزینه درباره ی مصراع« پدر را نباید که داند پسر» درست است؟ (25/.)گزینه ی الف درست است.

الف) نباید پسر، پدر را بشناسد.                               ب) نباید پدر، پسر را بشناسد.

2) عبارت« تازه پشت لبش سبز شده» چه مفهومی دارد؟ (5/.) تازه به سن نوجوانی رسیده( پشت لبش مو روییده)

3) دربیت زیر منظور از« مه » چیست؟ (5/.) منظور چهره ی زیبایی لیلی است.

چون رایت عشق آن جهان گیر                      شد چون مه لیلی آسمان گیر

4) دربیت زیر منظور از« سدّ روان » چیست؟ چرا؟ (75/.) منظور رودخانه ی سند است که سدّ راه جلال الدّین شده بود.

از این سدّ روان در دیده ی شاه                      ز هر موجی هزاران نیش می رفت

5) عبارت « پی بردیم راه دست خودش نیست» کنایه از چیست؟ (5/.)کنایه از این که در آن کار مهارت نداشت.

6) عبارت کنایی « الهی همیشه نان سواره باشد و او پیاده» چه مفهومی دارد؟ (5/.)همیشه در جستجوی نان باشد و به آن نرسد.

7) باتوجه به عبارت« مدّتی بود که پیرمرد افتاده بود» : (5/.)

الف) منظور از « پیرمرد» چه کسی است؟ علی اسفندیاری( نیما یوشیج ) ب) « افتادن» چه مفهومی دارد؟ در بستر بیماری بودن

8) با توجه به شعر« تا هست آدمی، تا هست عالمی» در عبارت « صد مرد معتبر، آید بر نظر» منظوراز « صد مرد معتبر» چه کسانی هستند؟ (5/.) بزرگان علم و ادب فارسی

ه) خودآزمایی: 3 نمره

1) در بیت« آمد آورد پیش خبر فراز               گفت گوهر به گوهر آمد باز» مقصود از گوهر اوّل و دوم چیست؟ (5/.)

                                                                                             لعل ها        خیر

2) « بند پوتین را محکم بستن» کنایه از چیست؟ (5/.) عزم و اراده ( آماده شدن ) برای مبارزه با دشمن.

3)جمله ی« می خواهم بحر را در کوزه ای بریزم» یعنی چه؟ (5/.) می خواهم مطالب زیادی را در عبارات کوتاه بیان کنم ولی ممکن نیست.

4) مجنون در جوارکعبه از خدا چه خواست؟ (5/.)عشق و علاقه ی لیلی را از او نگیرد، او را عاشق تر کند، از عمر او بگیرد و به عمر لیلی بیفزاید.

5) جمله ی « آن طرفش رافرّاشان می دانند و چوب دست های آنان» یعنی چه؟ (5/.)  فراش ها با چوب دستی های خود تو را مجازات و تنبیه می کنند.

6) هلن کلر چه چیزهایی را برای خود نور خورشید و بهشت دانسته است؟(5/.) کتاب ، ادبیّات

و) حفظ شعر: 2نمره

1) باغ سلام می کند، ...سرو... قیام می کند          سبزه پیاده می رود، ...غنچه.... سوار می رسد(5/.)

2) در آن نوبت که بندد دست ...نیلوفر... به پای ...سرو کوهی... دام (5/.)

3) گفتم ز ...مهر ورزان... رسم وفا بیاموز                      گفتا ز ...خوب رویان... این کار کم تر آید (5/.)

4)ما را سر باغ و ...بوستان... نیست                                  هر جا که تویی ...تفرّج... آن جا ست (5/.)

 

 

 

 

 تصحيح اول

 

تصحيح دوم ورسيدگي به اعتراض

نمره با عدد

نام ونام خانوادگي دبير: علی محمّد منجزی

نمره با عدد :                     نام ونام خانوادگي دبير :

نمره با حروف

امضاء

نمره با حروف :                                    امضاء :

 

پرسش های درس 23 تا 28 زبان فارسی (1

درس بیست و سوم:                                       گروه قیدی

1) ساده ترین راه برای شناختن گروه قیدی چیست؟ برای تشخیص گروه قیدی از سایراجزای جمله، ساده ترین راه، حذف آن است.

2) قیدها از نظر ظاهر به چند دسته تقسیم می شوند؟ نام ببرید. قیدها از نظر ظاهر به دو دسته تقسیم می شوند: قیدهای نشانه دار، قیدهای بی نشانه

3) به چه قیدهایی نشانه دار گفته می شود؟در ساختمان این قیدها علامتی است که بدان شناخته می شوند.

4) قیدهای نشانه دار چند گونه اند؟ نام ببرید و مثال بزنید.

این قیدها سه گونه اند:

 الف: واژه های عربی تنوین دار، مانند: پدر در کار خودش واقعاً استاد بود.

ب: قید= پیشوند+ اسم ، مانند: باعجله آمده بود.

ج: متمم قیدی، مانند: با چه آمدید؟

5) به چه قیدهایی بی نشانه گفته می شود؟ کلماتی هستند که بدون کمک نقش نما قید می شوند.

6) قیدهای بی نشانه چند گونه اند؟ نام ببرید و مثال بزنید.

این قیدها بر سه گونه اند:

الف: در اصل اسم یا گروه اسمی اند، مانند: امروز صبح هواپیما تأخیر داشت.

ب: صفت مشترک با قیدند، مانند: آهسته به را خود ادامه دادیم.

ج: فقط قید هستند که آن ها را قید مختص می نامیم، مانند: او هرگز از نا ملایمات شکایت نمی کند.

خود آزمایی:

1) در نوشته های زیر، قیدها را شناسایی کنید و نوع آن ها را بنویسید.

     آن شب  اصلاً از حرف های او سر در نیاوردم. حرف های آن روز پدر، کاملاً به مجید قوّت قلب داد.      بی نشانه- در اصل اسم       نشانه دار- کلما ت عربی تنوین دار                                                 بی نشانه- در اصل اسم       نشانه دار- کلما ت عربی تنوین دار

    قرار بود همان روز صبح ، مجید با اتوبوس به تهران برود. همه ی مشق ها را با دقّت کافی نوشته بود. 

                         بی نشانه- در اصل اسم                 نشانه دار- متمم قیدی    نشانه دار- متمم قیدی                                                نشانه دار-  پیشوند + اسم

      همه جا را به سرعت گشتیم؛ از هر کسی سراغ کتاب را گرفتیم؛ متأسفانه نتوانستیم پیدایش کنیم؛

              نشانه دار-  پیشوند + اسم                                                  بی نشانه- مختص

   هر جا که می رفتیم، کتاب فروش می گفت:« تا همین یکی دو ساعت پیش داشتیم.» با ناراحتی 

                                                                                                                        بی نشانه- در اصل اسم                                              نشانه دار-  پیشوند + اسم

   به خانه برگشتیم.

نشانه دار- متمم قیدی

2) واژه ها و ترکیب های زیر را به عنوان قید در جمله به کار برید:

دو روز قبل، خیلی خوب، همین جا، دلاورانه، سریع، دیروز ظهر، یک ساعت بعد

دو روز قبل از سفر برگشتم. من آن کار را خیلی خوب انجام دادم. همین جا بمان تا برگردم. علی دلاورانه با دشمن می جنگید. دیروز ظهر هوا گرم بود. یک ساعت بعد با من تماس گرفت.

 

درس بیست و چهارم:                      زبان شناسی چیست؟ (2)

1) زبان شناسان برای حل مشکل پیچیدگی و گستردگی بیش از حد زبان چه می کنند؟ در این خصوص زبان شناسان به جای آن که به طور یک جا به مطالعه ی زبان بپردازند آن را به چند بخش تقسیم می کنند و هر بخش را جدا جدا، یا به اصطلاحِ خودشان، در سطحی جداگانه بررسی می کنند.

2) زبان شناسان برای حل مشکل پیچیدگی و گستردگی بیش از حد زبان، زبان را در چه سطوح جداگانه ای بررسی می کنند؟ واج شناسی – دستور زبان – معناشناسی

3) واج شناسی چیست؟ زبان شناسان در یک سطح، فقط به مطالعه ی صدا های زبان و قواعد ترکیب آن ها به منظور ایجاد ساخت های آوایی زبان می پردازند. به این سطح از مطالعه ی نظام زبان واج شناسی می گویند.

4) دستور زبان چیست؟ زبانشناسان در سطحی از زبان شناسی، فقط به بررسیِ نشانه های زبان و قواعدِ ترکیبِ آن ها به منظورِ ساختنِ کلمات و عبارات و جمله های زبان بسنده می کنند. این سطح از مطالعه ی نظام زبان را دستور زبان  می خوانند.

5) زبان شناسان دستور زبان را به چند بخش تقسیم می کنند؟ نام ببرید. آن را به دو بخش صرف و نحو تقسیم می کنند.

6) وظیفه ی هر یک از دو بخش صرف و نحو را در دستور زبان بیان کنید؟ در بخش صرف به بررسی و طبقه بندی نشانه های ساده می پردازند و از نشانه ها به نام تکواژ یاد می کنند. آن گاه به چگونگی ترکیب تکواژها تا حدّ کلمات مشتق و کلمات مرکّب توجّه می کنند. در بخش نحو به شیوه ی ترکیب انواع کلمات تا سطح گروه یا جمله می پردازند. آن گاه گروه ها را به به انواع گروه اسمی، گروه فعلی و غیره طبقه بندی می کنند.

7) معنا شناسی چیست؟ زبان شناسان در سطحی از زبان شناسی به بررسی معنای انواع تکواژ ها، کلمه ها، گروه ها و جمله ها و روابط معنایی آن ها روی می آورند. این سطح از مطالعه ی نظام زبان را معناشناسی می نامند.  

8) معنا شناسی چه کاربردی در زبان شناسی دارد؟ در این سطح، از یک طرف، معنای هر یک از تکواژ ها، کلمه ها، جمله ها و ... را توصیف می کنند؛ از طرف دیگر، نشان می دهند که به فرض، چگونه هر دسته از کلمه ها در یک حوزه ی معنایی قرار می گیرند؛ نیز نشان می دهند که میان کلمات و جملات چه روابط معنایی قرار می گیرند.

9) رابطه ی معنایی میان « پدر » و « بابا » ترادف، رابطه ی معنایی میان « روز » و « شب » تضاد و رابطه ی معنایی میان « پدر » و « والدین » تضمُّن است.

10) مطالعه ی علمی زبان در حوزه ی کدام زبان شناسی صورت می گیرد؟ زبان شناسی همگانی

11) رابطه ی بین کلمات « کتاب و مدرسه » تضمُّن، « ورزش و فوتبال » تضمُّن، « هست و نیست » تضاد و « خانه و منزل » ترادف است.

 

بیاموزیم:

1) کدام یک از جمله های زیر درست است؟ چرا؟

الف) کتاب داستانی را که هفته ی پیش منتشر شده بود، خریدم.

ب) کتاب داستانی که هفته ی پیش منتشر شده بود را، خریدم.

جمله ی الف درست است؛ زیرا نشانه ی مفعولی « را » بلافاصله در کنار مفعول جمله « کتاب داستانی » قرار گرفته است.

2) دلیل نادرستی جمله ی زیر را بنویسید.

« کتاب داستانی که هفته ی پیش منتشر شده بود را، خریدم. »

کاربرد این جمله به دلیل فاصله افتادن بین « را » و « مفعول » نادرست است.

3) جمله های زیر را اصلاح کنید.

« رزمندگان، سلاح هایی که به غنیمت گرفته بودند را به پشت جبهه منتقل کردند. »         رزمندگان، سلاح هایی را که به غنیمت گرفته بودند به پشت جبهه منتقل کردند.

« من مسابقه ای که دیروز برگزار شد را، دیدم. »          من مسابقه ای را که دیروز برگزار شد، دیدم.

درس بیست و پنجم:                          نامه نگاری (2)

1) نامه ی خصوصی و دوستانه را با نامه های اداری مقایسه کنید. در مقایسه ی این نامه با نامه های اداری در می یابیم که جملات بیشتری در آن ها به کار می رود، از الگوی خاصّی پیروی نمی کند، بیشتر ابتکاری و موافق با ذوق و طبع نویسنده و نوع مناسبات او با مخاطب است؛ این نامه عاطفی تر، صمیمی تر و بی تکلّف تر است و حرف خصوصی در آن طرح می شود.

2) اساسی ترین ویژگی های نامه های خصوصی و دوستانه را بیان کنید.

 اساسی ترین ویژگی آن ها این است که تقلیدی نیستند، لحن کلام در آن ها صمیمی و خودمانی است و از هر گونه تکلّف به دورند. ویژگی دیگر این نامه ها قالبی نبودن آن هاست.

3) حسن نامه ی خصوصی در چیست؟ حسن نامه ی خصوصی در این است که همه ی عناصر آن از تصنّع خالی باشند.

4) نامه ای که با عبارت های قالبی آغاز و پایان می یابد با نامه ای که با عبارت های ابتکاری آغاز و پایان  می یابد چه تفاوت هایی دارد؟ بار معنایی در نامه ای که با عبارت های قالبی آغاز می شود و با آن ها پایان می یابد، بسیار ضعیف است؛ در حالی که اگر نامه با عبارت های ابتکاری- البتّه بی تکلّف- و توأم با تازگی، آغاز گردد و پایان یابد، ضمن داشتن بار معنایی تأثیری مطلوب بر خواننده خواهد گذاشت.

5) از دو متن زیر کدام یک برای آغاز نامه ی دوستانه مناسب تر است؟ چرا؟ نامه ی اوّل زیرا عاطفی تر و صمیمی تر است.

برادر عزیزم!

این روزها بی تاب و دل گرفته منتظر دریافت نامه ات بودم. فکرش را بکن؛ سه ماه بی خبری سخت نیست؟ وقتی تو بودی، هر شب کنارت می نشستم و تو با صمیمیّت و محبّت، به پرسش هایم پاسخ می گفتی و مشکلات درسی ام را با صبر و حوصله گوش می دادی و من مثل عطش زده ای که به چشمه ای زولال رسیده باشد، جرعه جرعه سخنانت را می نوشیدم.

                                                                                                   *                 *                     *

برادرم، بی هیچ رو دربایستی باید بگویم تو بی تفاوتی را به حدّ اعلای خود رساندی. انتظار داشتم در حظور دوستانم از من جانب داری کنی. آیا مگر من برادر و هم خونت نیستم؟ این شرمندگی نیست که چشم در چشم من، مرا محکوم سازی ....

6) در نوشتن نامه ی خصوصی به چه نکاتی باید توجّه داشته باشیم؟ ة

1- طول نامه باید با نوع مناسبات نویسنده و گیرنده متناسب باشد. 2- انتخاب کاغذ مناسب، خطّ خوانا، سطور مرتّب و منظّم و پاگیزگی نامه، جلوه ای از حرمت گذاری به گیرنده است. 3- در نامه ی خصوصی رعایت اعتدال شرط است. 4- نامه چون مکتوب است و تأثیر آن پایدار تر از گفتار؛ بنابراین، باید مواظب باشیم با عبارات تند و تلخ مخاطب خود را نرجانیم. 5- نامه، هر چند خودمانی باشد، نباید به زبان شکسته و محاوره ای نوشته شود. 6- سعی کنید پیش نویس نامه ی خود را حفظ کنید یا نسخه ای از نامه هایی را که می فرستید، برای خود نگه دارید.

بیاموزیم:

1) املای کدام ردیف از کلمات زیر بهتر است؟ چرا؟

الف)مأذنه ی مسجد، ارائه ی گزارش، اسائه ی ادب

ب) مأذنة مسجد، ارا ة گزارش، اسائة ادب

اگر چه املای هر دو ردیف کلمات بالا درست است امّا بهتر است به جای « ی » میانجی کوچک « ء »، شکل بزرگ آن را به کار بریم؛ زیرا « ی » میانجی کوچک« ء »  به همزه شباهت دارد و این امر موجب بدآموزی می شود.

2) چرا در املای کلمات به کار بردن « ی » میانجی بزرگ از « ی » میانجی کوچک « ء » بهتر است؟ زیرا  « ی » میانجی کوچک« ء »  به همزه شباهت دارد و این امر موجب بدآموزی می شود.

درس بیست و ششم:                                 گروه کلمه چیست؟

1) گروه کلمه چیست؟ به ترکیب هایی که نه کلمه اند و نه جمله « گروه کلمه » گفته می شود.

2) چرا گاهی در بخش پایانی املای تقریری از « گروه کلمه » استفاده می شود؟ تا متن های ساده ی املا برای ارزش یابی تعدیل گردند. – کلماتی که اهمّیّت املایی دارند و در متن منظور نشده اند، مورد ارزشیابی قرار گیرند.- از جمله سازی و املای تلفیقی ( املای خارج از متون مصّوب کتاب ) جلوگیری شود.

درس بیست و هفتم:                                   نقش نما

1) نقش نماها به چند دسته تقسیم می شوند؟ 1- را ( نشانه ی مفعول ) 2- نقش نمای اضافه « ـِـ » ( نقش نمای مضافٌ الیه یا صفت است. ) 3- حرف اضافه « به، از، با، در، بر، برای، مانند، ... » ( نشانه ی متمّم ) 4- حرف ربط ( پیوند)  5- نشانه ی ندا ( آی، ای، یا، مصوّت « آ » در پایان برخی اسم ها )

2) انواع حرف ربط ( پیوند) را نام ببرید و برای هرکدام یک مثال بزنید.

الف) نقش نمای جمله های وابسته ( پیوند وابسته ساز )؛ مانند: او را نصیحت کردم  تا  بیشتر تلاش کند.

ب) نقش نمای جمله های هم پایه ( پیوند هم پایه ساز )؛ مانند: هوا سرد بود  و  برف نرم نرمک می بارید.

3) پرکاربرد ترین پیوند های وابسته ساز را بنویسید.   پیوند های وابسته ساز پرکاربرد عبارت اند از: که، تا، چون، زیرا، اگر، بااین که، تااین که، همین که، گرچه ...

4) پرکاربرد ترین پیوند های هم پایه ساز را بنویسید.  پرکاربرد ترین پیوند های هم پایه ساز عبارت اند از: و، امّا، ولی، یا، ...

5) به چه جمله هایی هم پایه گفته می شود؟ دو جمله را که با پیوند هم پایه ساز به هم بپیوندند، جمله های هم پایه می گوییم.   

6) نشانه ی ندا چیست؟ آن ها را بنویسید.  در زبان فارسی سه نشانه داریم که با آن ها کسی یا چیزی را صدا می زنیم: آی، ای، یا  همچنین است مصوّت « آ » در پایان برخی واژه ها، این واژه ها را نشانه ی ندا می گوییم.

7) منادا چیست؟ اسمی را که همراه نشانه ی ندا می آید، منادا می خوانیم

8) نشانه ی ندا و منادا را مشخص کنید.       

        ای خدای بزرگ      

        نشانه ی ندا        منادا

        یا امام هشتم

     نشانه ی ندا        منادا

       آی مردم !

   نشانه ی ندا        منادا

          پروردگار ا     نشانه ی ندا

        منادا

 

درس بیست و هشتم:                             خلاصه نویسی

1) یکی از راه های تمرین نگارش خلاصه نویسی است.

2) فواید خلاصه نویسی را بیان کنید.

- با خلاصه کردن خوانده ها می توانیم نتیجه ی تمامی مطالعات خود را در حجمی اندک حفظ کنیم تا در صورت لزوم با مرور آن ها، از مطالعات خود استفاده کنیم.

- با  خلاصه نویسی میزان دقّت و تمرکز ما برای درک و دریافت مفاهیم متن افزایش می یابد.

- خلاصه نویسی دست ما را برای نگارش باز و توانا می کند.

3) برای خلاصه نویسی چه باید کرد؟

1- یک بار به دقّت متنی را که با ید خلاصه شود، بخوانیم تا از موضوع، اهداف و خطوط اصلی نوشته آگاه شویم.

2- میزان خلاصه نویسی و روش آن را قبلاً معیّن کنیم.

3- مفاهیم و نکات مهم مطلب مورد نظر را مشخص کنیم.

4- به محتوای اصلی و مفاهیم کلیدی متن نه چیزی اضافه و نه از آن کم کنیم.

5- نکته های زاید، غیر مهم، تکراری و جزئیّات را – به شرط آن که به کلّ مطلب لطمه نزند- حذف کنیم.

6- یک بار دیگر متن خلاصه شده را بخوانیم و با متن اصلی مقابله کنیم. بند ها و علایم نگارشی را به درستی رعایت کنیم.

7- مشخّصات نوشته ای را که خلاصه کرده ایم، به طور دقیق بنویسیم. در صورت امکان چند سطر درباره ی ارزش کتاب، نوشته، داستان یا هر چیزی که آن را خلاصه می کنیم و نویسنده ی آن بنویسیم.

 

4) در خلاصه نویسی به چه نکاتی باید توجّه داشته باشیم؟

- اگر خلاصه نویسی مربوط به یک داستان است، باید در آن ویژگی شخصیّت های اصلی و حوادث کلّی داستان که در مسیر کلّی داستان نقش تعیین کننده ای دارند، ذکر شود.

- اگر بخواهیم یک نوشته ی علمی را خلاصه کنیم باید مفاهیم علمی را دقیق بیان کنیم.

- هر مطلب یا موضوعی قابلیّت خلاصه شدن ندارد؛ مثلاً تعریف های علمی یا توصیف های دقیق را نمی توان خلاصه کرد. زیرا آن ها خود چکیده و خلاصه هستند.

- گاهی غرض از خلاصه کردن یک نوشته، ساده کردن آن است. در این صورت، ممکن است از آوردن برخی نکته های اصلی مثل معادلات، فرمول ها، اصطلاحات و ... صرف نظر کنیم.

- در خلاصه نویسی می توان جملات معترضه، مترادف ها، آرایه های ادبی، ضرب المثل ها، داستان ها، تمثیل ها یا چیزهای دیگری را که برای تفهیم بیشتر مطالب ذکر شده اند، حذف کرد.

- گاه استفاده از افعال بسیط به جای مرکّب و کاربرد یک کلمه به جای یک عبارت یا جمله موجب کوتاه شدن جمله می شود.

5) اگر خلاصه نویسی مربوط به یک داستان باشد، چه باید کرد؟ اگر خلاصه نویسی مربوط به یک داستان است، باید در آن ویژگی شخصیّت های اصلی و حوادث کلّی داستان که در مسیر کلّی داستان نقش تعیین کننده ای دارند، ذکر شود.

6) چرا تعریف های علمی یا توصیف های دقیق را نمی توان خلاصه کرد؟ زیرا آن ها خود چکیده و خلاصه هستند.

7) اگر غرض از خلاصه کردن یک نوشته ساده کردن آن باشد، در این صورت چه باید کرد؟ در این صورت، ممکن است از آوردن برخی نکته های اصلی مثل معادلات، فرمول ها، اصطلاحات و ... صرف نظر کنیم.

8) در خلاصه نویسی چه قسمت های را می توان حذف کرد؟ در خلاصه نویسی می توان جملات معترضه، مترادف ها، آرایه های ادبی، ضرب المثل ها، داستان ها، تمثیل ها یا چیزهای دیگری را که برای تفهیم بیشتر مطالب ذکر شده اند، حذف کرد.~

9) در خلاصه نویسی چگونه می توان جملات را کوتاه کرد؟  گاه استفاده از افعال بسیط به جای مرکّب و کاربرد یک کلمه به جای یک عبارت یا جمله موجب کوتاه شدن جمله می شود.

بیاموزیم:

 1) در خطّ فارسی علاوه بر سی و سه حرف الفبا از چه نشانه های خطّی دیگری نیز استفاده می شود؟ در خطّ فارسی علاوه بر سی و سه حرف الفبا از این نشانه های خطّی نیز استفاده می شود:     َ ِ َُ  ْ ~  ًً ٌٍ

2) چرا در خطّ فارسی از نشانه های خطّی استفاده ی محدود می شود؟ زیرا در خطّ فارسی کلمات حرکت گذاری نمی شوند.

3) در املای فارسی تا چه حدّ از نشانه های خطّی استفاده می شود؟   در املای کلمات از میان نشانه های نه گانه، مد، تشدید، و تنوین نصب  ~  ّ   ً     بیشتر کاربرد دارند. تنوین رفع و جرــٍــٌـ تنها درترکیب های

عربی رایج در فارسی به کار می رود و از بقیّه ی نشانه ها در مواردی استفاده می کنیم که رعایت نکردن آن ها موجب ابهام و بد فهمی شود.                                                                                                    

بسمه تعالي

راهنمای تصحیح آزمون درس زبان فارسی (1)           

                              

درس : زبان فارسی (1)

 

رشته : عمومی

پايه :   اوّل

امتحان نوبت : دوم

 

تاريخ امتحان : 23/2/89

 

ساعت برگزاري امتحان : 8 صبح

 

مدت :    65   دقيقه

 

آموزشگاه :دبیرستان حضرت قائم (عج)

 

شهرستان : شوشتر

 

 

 

جاي

مهر آموزشگاه

 

الف ) آیین نگارش و ویرایش : 8 نمره

1) برای نشان دادن ظاهر یک فرد چه باید کرد؟(5/ .) از ویژگی های ظاهری مثل اعضای چهره، قد، چاقی و لاغری او صحبت می کنیم.

2) کدام گزینه درباره ی ویرایش فنی درست است؟(25/ .) گزینه ی ب درست است.

الف: ناظر بر جنبه های علمی یا تخصصّی اثر است .                 ب : آراستگی ظاهری و نظم ترتیب بخشیدن به اثر.  

3) زبان نوشته ی زیر از نظر بیان چه زبانی است؟(25/ .) زبان ادبی

           آفتاب غروب درمیان ابرهای سرخ می درخشید، پایان روزی طوفانی بود و  باران در مجمر سوزان مغرب، چون

شراره های آتش به نظر می رسید.

4) غرض از.مقایسه.روشن کردن معنی و مفهوم، بیان شباهت ها و تفاوت های درجات و ویژیگی های دو امر است.(25/ .)

5) چه چیزهایی مواد توصیف را می سازند.(5/ .) حواس پنجگانه و تجربه های حسّی و عاطفی

6) چرا نباید از جملات بلند استفاده کنیم؟(5/ .) هر چه جملات کوتاه تر باشند، مفهوم را زودتر و بهتر می رسانند.

7) در ثبت وقایع جدول ضربی عمل نکنید؛ یعنی چه؟(1نمره) یعنی لازم نیست مواردی را که هر روز برای شما رخ می دهد، هفت بار تکرار کنید و بنویسید؛ مگر آن هایی را که از ویژگی یا اهمّیّتی برخور باشند.

8) نامه های رسمی و اداری از چند قسمت تشکیل می شوند؛ سه مورد را نام ببرید.(75/ .) 1) سرآغاز 2) تاریخ 3) موضوع نامه 4) عنوان 5) کلمات احترام 6) متن نامه 7) امضا

9) حسن نامه ی خصوصی در چیست؟ (5/ .)  که همه ی عناصر آن از تصنّع خالی باشند.

10) چرا تعریف های علمی یا توصیف های دقیق را نمی توان خلاصه کرد؟(5/ .) زیرا آن ها خود چکیده و خلاصه هستند.

ب) زبان شناسی: 4 نمره

 1) لهجه چیست؟ (5/ .) به شکل هایی از یک زبان گفته می شود که فقط در تلفظ با هم فرق دارند.

2) مقصود از ارتباط زبانی در تعریف زبان چیست؟(5/ .) انتقال پیام از یک فرد به افراد دیگر.

3) زبان شناسی را تعریف کنید.(5/ .) علمی که به شناخت زبان می پردازد ( مطالعه ی علمی زبان )

4) زبان شناسی جدید را به نام زبان شناسی ..همگانی..یا « ساخت گرا » نیز می شناسند . (25/ .)

5) کدام گزینه درباره ی زبان شناسی تاریخی درست است؟(25/ .) گزینه ی ب درست است.

الف)مطالعه ی زبان با هدف حفظ کتب آسمانی.     ب)مطالعه درباره ی صورت های زبانی که به گذشته زبان تعلّق دارد.

6) زبان شناسان برای حلّ مشکل پیچیدگی و گستردگی بیش از حدّ زبان ، زبان را در چه سطوح جداگانه ای بررسی               

 می کنند؟(75/ .) واج شناسی- دستور زبان- معنا شناسی

7) رابطه ی معنایی میان « پدر » و « بابا » ترادف، و رابطه ی معنایی میان « روز » و « شب » ...تضاد... و رابطه ی معنایی میان « پدر » و « والدین » تضمُّن است .(25/ .)

 

                                                                                                              (1 )

 

ج) دستور زبان فارسی : 8 نمره

1) نهاد و گزاره ی جمله ی روبرو را مشخص کنید.(5/ .)             دانش آموز وظیفه اش را به خوبی انجام می دهد.

                                                                                                                   نهاد                               گزاره

2) با توجّه به نمودار داده شده، جمله ای بنویسید و در نمودار قرار دهید.(75/ .)      جمله

  مثل: حسین کتاب را خواند.                                                                                          

                                                                                             نهاد                                                                 گزاره

 

                                                                                                                                             مفعول            فعل 

 

                                                                                            حسین                                                        کتاب را           خواند. 

3) از میان واژه های داده شده کدام یک « بن ماضی » است؟(25 / .) گزینه ی ت درست است.

الف) پذیرفتن                            ب) پذیر                          پ)می پذیرفتم                                ت)پذیرفت

4) در متن زیر واژه ی « کتاب » یک بار به صورت « اسم معرفه » و یک بار به صورت « اسم نکره » بکار رفته است؛ هریک از آن ها را مشخص کنید.(5/ .)                 معلّم از کتابخانه کتابی گرفت و آن کتاب را به دانش آموزان معرّفی کرد .

                                                                                           نکره                         معرفه

5) با توجّه گروه اسمی مشخص شده؛ نمودار  داده شده را کامل کنید.(1نمره)            گروه اسمی

من  این پنج داستان جالب را بارها خوانده ام

                گروه اسمی                                                                                             

                                                                                                                                  وابسته (1 )  وابسته (2)       هسته             وابسته (3)  

       

                                                                                

                                                                                                ..صفت اشاره. .صفت شمارشی.. ..اسم...      ...صفت بیانی...

 

                                                                                                          این                پنج         داستان                جالب

6) در گروه اسمی، هرگاه پس از هسته، کسره بیاید، واژه ی بعدــ  اگر اسم ، ضمیر یا صفت شمارشی نباشدــ ..صفت بیانی..است . هسته ی این گروه اسنی را ..موصوف... می نامیم .(5/ .)

7) ضمیرو مرجع ضمیر را در جمله ی روبرو مشخص کنید .(5/ .)                  محمّد کتاب خود به علی داد .

                                                                                                        مرجع ضمیر     ضمیر

 

9) نوع هر یک از ضمیرهای داده شده را بنویسید .(1نمره)         ــِ مان : ضمیر شخصی    کدام : ضمیر پرسشی

آن : ضمیر اشاره               خویش : ضمیر مشترک

ِ10) برای تشخیص ..گروه قیدی.. ازسایر اجزای جمله، ساده ترین راه حذف آن است.(25/ .)

 

 

 

                                                                                     (2 )                                                                             

 

 

11) درکدام جمله، واژه ی « آهسته » قید است؟(25/ .) گزینه ی ب درست است.

الف) صدای آهسته ی او را می شنیدم.                           ب) آهسته به راه خود ادامه دادیم.        

12) نشانه دار یا بی نشانه بودن قیدهای داده شده را مشخص کنی؛.سپس گونه ی هریک را بنویسید .(1نمره)

به سختی : قید نشانه دار- پیشوند+ اسم      ناگهان : قید بی نشانه- مختصّ

13) حرف ربط(پیوند) را در موارد زیر مشخص کنید ؛سپس نوع هریک را بنویسید .(1نمره)

الف) چون شما اصرار کردید، ایشان هم آمدند .            ب) جمعه ی گذشته به کوه نوردی رفتیم امّا حسین نیامد .

   پیوند وابسته ساز                                                                                                                          پیوند هم پایه ساز

14) در عبارت روبرو « نشانه ی ندا » و « منادا » را مشخص کنید .(5/ .)              یا  حضرت قائم(عج)

                                                                                                               نشانه ی ندا         منادا

د) املا و بیاموزیم : 3 نمره

1) یکی از فایده های املای تقریری را بیان کنید .(5/ .) یکی از موارد ششگانه ی 1) مهارت گوش کردن را کسب می کنیم. 2) با تلفّظ صحیح کلمات و جملات آشنا می شویم. 3) دقّت و حافظه ی خود را تقویت می کنیم. 4)شنیده ها را بهتر درک می کنیم. 5) گفتار را به نوشتار تبدیل می کنیم. 6) شنیده ها را درست، زیبا و خوانا می نویسیم. 

2) کدام یک از دو جمله ی زیر را درست تر می دانید؟(25/ .) گزینه ی ب درست است.

الف) نوع بیماری پس از تحقیقات و آزمایشات متعدّد شناخته شد .

ب) نوع بیماری پس از تحقیقات و آزمایش های متعدّد شناخته شد .

3) جمله ی روبرو را اصلاح کنید.(5/ .)       « آن قدر مطلب را برایش تکرار کردم که به قول معروف خسته شدم. »

 آن قدر مطلب را برایش تکرار کردم که خسته شدم. ( آن قدر مطلب را برایش تکرار کردم که به قول معروف زبانم مو درآورد. )

4) چرا در خطّ فارسی از نشانه های خطّی استفاده ی محدود می شود؟(5/ . )زیرا در خطّ فارسی کلمات حرکت گذاری نمی شوند. 

5) جمله ی زیر را اصلاح کنید.(25/ .)

« من مسابقه ای که دیروز برگزار شد را دیدم .  من مسابقه ای را که دیروز برگزار شد، دیدم.

6) گروه کلمه های داده شده، دارای غلط املایی هستند؛ شکل درست آن ها را بنویسید .(1نمره)

الف) انتساب به جا : انتصاب به جا                                                  ب) نقز و دلکش : نغز و دلکش

پ) هوزه ی زبان فارسی : حوزه ی زبان فارسی                              ت) ایجاد و ابداء : ایجاد و ابداع

 

 

                                                                             

                                                                                          (3 )                                             « موفق باشید »                                                                                                                                                                                                                                                                               

نمره با عدد

نام ونام خانوادگي دبير : علی محمّد منجزی

نمره با عدد :                     نام ونام خانوادگي دبير :

 

نمره با حروف

امضاء

نمره با حروف :                                    امضاء :

 

 

نمونه سوال زبان فارسی 1

نمونه سوال زبان فارسی 1

الف) آیین نگارش و ویرایش: 5 نمره

1) برای تبدیل گفتار به نوشتار به چه نکاتی باید توجه داشته باشیم؟ دو مورد را بنویسید.(1نمره

2) کدام گزینه درباره ی ویرایش زبانی و ساختاری، درست است؟(25/.)

الف: ناظر بر جنبه های علمی یا تخصّصی اثر است.       ب: مربوط به جنبه های دستوری و نگارشی و املایی است.                                                                                        

3) کاربرد زبان ادبی را بیان کنید.(5/.)

4) غرض از..................روشن کردن معنی و مفهوم، بیان شباهت ها و تفاوت های درجات و ویژگی های دو امر است.(25/.)

5) چه چیزهایی مواد توصیف را می سازند؟(5/.)

6) چرا نباید از جملات بلند استفاده کنیم؟(5/.)

7) در ثبت وقایع جدول ضربی عمل نکنید؛ یعنی چه؟(1نمره)

8) چرا تعریف های علمی یا توصیف های دقیق را نمی توان خلاصه کرد؟(5/.)

9) نامه ی رسمی و اداری از چند قسمت تشکیل می شود: سه مورد را نام ببرید.(75/.)

ب) زبان شناسی: 4 نمره

1) زبان را تعریف کنید.(75/.).

2) ا نتقال پیام در ارتباط زبا نی معمولاً درقالب ............ صورت می گیرد.(25/.)

3) لهجه چیست؟(5/.)

4) مهم ترین ویژگی زبان ا نسان چیست؟(25/.)

5) کدام گزینه درباره ی گویش های اجتماعی درست است؟(25/.)

الف: هریک به ناحیه ای تعلّق دارد.                          ب: هریک به طبقه یا قشر اجتماعی خاصّی تعلّّق دارد.    

6) زبان شناسی را تعریف کنید.(5/.)                    

7) زبان شناسان مطالعه درباره ی صورت هایی از زبان را که همگی به گذشته ی زبان فارسی تعلّق دارند، به شاخه ای زبان شناسی می سپارند که به ....................................موسوم است.(25/.)

8) یکی از مشکلات مطالعه ی زبان به شیوه ی جدید را نام ببرید.(25/.)   

9) واج شناسی چیست؟ (1نمره).

ج) دستور زبان فارسی: 8 نمره                                                

1) با رسم نمودار نهاد و گزاره ی جمله ی زیر را نشان دهید                                                                                                                                                                                                                                 فردوسی از شاعران بزرگ ایران است.                                       

2) نام هریک از اجزای جمله ی زیر را بنویسید.(1نمره)              

علی کتاب را ازکتاب فروشی خرید.

 

3) زمان و شخص فعل های زیر را بنویسید.(1نمره)

دیده باشند:                                         خواهیم پذیرفت:

4) فعل جمله های داده شده از نظر ویژگی گذر(ناگذر یا گذرا بودن) هریک از چه گونه ای است؟ (75/.)

کودک خوا بید.                  برف تمام سطح زمین را پوشانید.                  هواپیما از زمین برخاست.                                            

              

5) یک اسم عام و یک اسم خاص بنویسید.(5/.)         اسم عام:                                اسم خاص:

6) واژه ی «کتاب» در کدام یک از جمله های زیر « اسم نکره » است؟(25/.)

الف: من آن کتاب را از بازار خریدم.                      ب: من از بازار کتابی خریدم.    

7) با رسم نمودار هسته و نوع وابسته های گروه اسمی مشخص شده ی زیر را نشان دهید.(2نمره)

معلّم آن چند کتاب داستان را به دانش آموزان معرفی کرد.                                                                                     

                            گرو ه اسمی                                                                                  

                                                                                    

                                                                                                                                                       

                                                                                                 

 

                                                                                                               

8) ضمیر و مرجع ضمیر را در جمله ی زیر مشخص کنید.(5/.)

حسین مداد خود را از حمید پس گرفت.                                        

 

9) واژه ی « آهسته » در کدام یک از جمله های زیر قید است؟(25/.)

الف: آهسته به راه خود ادامه دادیم.                      ب: صدای آهسته ی او را می شنیدیم.

10) در جمله ی زیر قید نشانه دار را مشخص کنید.(25)

پدر در کار خودش واقعاً استاد بود.

                                       

11) در عبارت داده شده، نشا نه ی ندا  و  منادا را مشخص کنید.(5/.)                 ا ی خدای بزگ !

د) املا و بیاموزیی: 3 نمره                                                                                                            

1) کدام یک از جمله های زیر بهتر است؟چرا؟(1نمره)

الف:پروین اعتصامی شاعر متعهّد و برجسته ی ایران است.         ب:پروین اعتصامی شاعره ی متعهّد و برجسته ی ایران است.       

2)چرا در خطّ فارسی از نشا نه های خطّی استفاده ی محدود می شود؟(5/.)

3) یکی از فایده های املای تقریری را بنویسید.(5/.)

4) گروه کلمه های داده شده غلط املایی دارند، شکل درست آن ها را بنویسید.(1نمره)                

 الف:دشمن قاصب:                                                                  

  ب:قیافه ی ابوس:                                                                                 

پ:رعوس مطالب:                                                         

 ت: ابراز  مصرّت:                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 

 

درس های 22 تا 28 کتاب زبان فارسی 2

درس بیست و دوم:                          مقاله نویسی (1) 

1) ویژگی های مقاله ها را بنویسید.

- برای هدف و مقصودی خاص نوشته می شوند؛

- حجم و اندازه ی آن ها بین 500 تا 5000 کلمه است؛

- از نظمی خاص و طرحی مشخّص و سیری منطقی پیروی می کنند؛

- میان بخش های متفاوت آن ها هماهنگی و ارتباط وجود دارد؛

- در آن ها از منابع و مآخذ معتبر استفاده می شود؛

2) قسمت های تشکیل دهنده ی یک مقاله را به ترتیب بنویسید. عنوان- فهرست مطالب- مقدّمه- متن مقاله- نتیجه- فهرست ها( منابع، اعلام و اشخاص، اصطلاحات، عکس ها و ... )

3) مراحل تهیّه ی یک مقاله را به ترتیب بنویسید. 1- انتخاب موضوع 2- مطالعه ی دقیق و تفکّر درباره ی موضوع 3- تهیّه ی طرح و چارچوب کلّی 4- جمع آوری اطلاعات و یادداشت برداری 5- تنظیم یادداشت ها و نگارش بخش های گوناگون مقاله 6- بازخوانی و اصلاح 7- پاک نویس 8- ذکر منابع و مآخذ

درس بیست و سوم:                       گروه قیدی

1) گروه قیدی چیست؟ تفاوت آن با اجزای اصلی جمله در چیست؟

گروه قیدی بخشی از جمله است که جمله یا جزئی از آن را مقیّد می کند یا توضیحی به آن می افزاید و بر خلاف اجزای اصلی جمله می توان آن را حذف کرد.

 2) گروه ها ی قیدی از نظر وابستگی به چند نوع تقسیم می شوند؟ نام ببرید و مثال بزنید.

- قید فعل: وابسته ی فعل جمله است، مانند: امید خوب درس می خواند.

- قید قید: وابسته ی قید است، مانند: امید خیلی خوب درس می خواند.

- قید جمله: وابسته ی کلّ جمله است، مانند: خوشبختانه امید خیلی خوب درس می خواند.

- قید صفت: وابسته صفت است، مانند: امید از را بسیار دوری آمده است.

3) اقسام (انواع) گروه های را نام ببرید. قید نشانه دار – قید بی نشانه

4) انواع قیدها ی نشانه دار را با ذکر مثال بنویسید.

- کلمات تنوین دار؛ مانند: اصلاً، ظاهراً، ندرتاً

- پیشوند قید ساز+ گروه اسمی؛ مانند: به دقت، به کندی، به سختی

- متمم های قیدی(حرف اضافه+ اسم/ ضمیر)؛ مانند: آرش از کوه دماوند آمد.

5) تفاوت متمّم های قیدی با متمّم های فعل در چیست؟ مثال بزنید.

متمّم فعل را نمی توان از از جمله حذف کرد چون فعل به آن نیاز دارد، امّا حذف متمّم های قیدی(گروه قیدی) ممکن است چون فعل به آن نیاز ندارد؛ مثلاً در جمله ی « آرش از کوه دماوند آمد. » با حذف متمّم قیدی« از کوه دماوند» جمله کامل است: آرش آمد. ولی در جمله ی « آرش به کوه دماوند می نگریست.» با حذف متمّم فعل« به کوه دماوند» جمله ناقص می شود: آرش می نگریست. 

6) انواع قیدهای بی نشانه را با ذکر مثال بنویسید.

- قیدهای مختص: واژهایی که همیشه قیدند؛ مانند: ناگهان، سپس، بلأخره

- گروه اسمی مشترک با گروه قیدی: مانند: امروز، پاییز، جمعه

منوچهری پاییز را در شعرش نقاشی کرده است. (گروه اسمی= مفعول)

مدرسه ها پاییز باز می شوند. (گروه قیدی)

- صفت مشترک با گروه قیدی: این گونه واژه ها وقتی وابسته ی اسم باشند، صفت اند مثل: هوای خوب بهاری، امّا وقتی با فعل در رابطه ی مستقیم باشند، گروه قیدی اند: مثل: علی خوب می دود.

7) فرق گروه قیدی را و مسند را با ذکر مثال بیان کنید.

در جمله ی « علی ساکت است.» پس از حذف « ساکت» جمله بی معنی می شود؛ چون ساکت مسند جمله و از اجزای اصلی آن است ولی در جمله ی « علی ساکت نشسته است » حتّی پس از حذف « ساکت » جمله کامل است؛ چون ساکت در این جمله گروه قیدی است و حذف آن اشکالی ایجاد نمی کند.

درس بیست و چهارم:                                  ساخت واژه

1) زبان شناسان زبان را در چه سطوحی بررسی می کنند؟ واج شناسی، دستور زبان، روابط معنایی

2) در دستور زبان چرا بخش صرف را « ساخت واژه » می گویند؟                                                   در بخش صرف به مطالعه ی ساختِ درونی واژه می پردازند. به همین دلیل بخش صرف را  ساخت واژه 

می گویند.

3) وازه از واحدهایی تشکیل می شود که به آن تکواژ می گویند.

4) تکواژ چیست؟ تکواژ،  واحد معنی داری است که به واحدهای معنی دار کوچک تر بخش پذیر نباشد.

5) تکواژها به چند دسته تقسیم می شوند؟ مثال بزنید. تکواژ ها را بسته به این که به تنهایی به کار روند یا نه، به ترتیب به دو دسته ی تکواژ آزاد  و تکواژ وابسته   تقسیم می کنند. مثلاً در واژه ی« دانش آموز»

دو تکواژ « دان » و « آموز » تکواژهای آزادند امّا تکواژ « ـِـ ش » تکواژی وابسته است.

6) کلمه ی ساده چیست؟ مثال بزنید. هر تکواژِ آزاد خود حکم یک را دارد. به کلماتی که از یک تکواژ آزاد ساخته شده اند، کلمه ی ساده می گویند. مانند: « دان » ، « آموز » ، « جنگل »

7) کلمه مرکب چگونه ساخته می شود؟ مثال بزنید. هرگاه دو یا چند تکواژ آزاد باهم ترکیب شوند و تشکیل یک کلمه دهند، آن کلمه را کلمه ی مرکب می نامند. مانند : گلاب که از دو تکواژ « گل » و « آب » ساخته شده است.

8) کلمه ی مشتق چگونه ساخته می شود؟ مثال بزنید. هر گاه یک تکواز آزاد و یک یا چند تکواژه وابسته، با هم ترکیب شوند و کلمه ی یگانه ای را بسازند، آن کلمه ی یگانه را کلمه ی مشتق می نامند.  مانند: دانش که از ترکیب تکواژ آزاد « دان » و تکواژ وابسته ی « ـِـ ش » ساخته شده است.

9) کلمه ی مشتق ـ مرکب چگونه ساخته می شود؟ مثال بزنید. هر گاه حداقل دو تکواژ آزاد و یک تکواژ وابسته با هم ترکیب شوند و کلمه یگانه ای بسازند، آن را مشتق ـ مرکب می گویند. مانند: پیش دانشگاهی

که از دو تکواژ آزاد « پیش » و « دان »  و تکواژهای « ـِـ ش » ، « گاه » و « ی » ساخته شده است.

10) پیشوند، پسوند و میانوند چیست؟ مثال بزنید. تکواژهای وابسته را، بسته به این که پیش از تکواژِ آزاد یا بعد تکواژ آزاد یا بین دو تکواژ آزاد بیایند، به ترتیب، به پیشوند و پسوند و میانوند تقسیم می کنند. پس تکواژ وابسته ی « نا » در « ناشناس » پیشوند و تکواژ وابسته ی « گر » در « کارگر» پسنود و تکواژ وابسته ی «ا» در « سراسر » میانوند است.

11) ترکیب تکواژ آزاد با یک یا چند معمولاً به دو منظور کاملاً انجام می گیرد، بیان کنید و مثال بزنید.

1- وندهای اشتقاقی برای ساختن کلمه های تازه مثلاً از ترکیب دو تکواژ « افشان » و « ـﻪ » کلمه ی         « افشانه » به معنی  « اسپری » ساخته می شود.

2- وندهای تصریفی آماده کردن کلمه برای قرار گرفتن در ساختار نحوی جمله، مانند تکواژ تصریفی « ها » در کلمه ی « درخت ها » که کلمه ی تازه نساخته بلکه هدف آن آماده کردن کلمه برای قرار گرفتن در جمله ی « درخت ها میوه می دهند. » است.

12) ساخت واژه ی اشتقاقی چیست؟ زبان شناسان آن بخش از صرف را که به ترکیب تکواژ آزاد با وند اشتقاقی برای ساختن کلمه های تازه می پردازد معمولاً ساخت واژه ی اشتقاقی می نامند.     

13) نقش اصلی ساخت واژه ی اشتقاقی چیست؟ نقش اصلی ساخت واژه ی اشتقاقی، واژه سازی به منظور هر چه غنی تر کردن واژگان زبان و رفع کمبود های واژگانی آن است.

14) ساخت واژه ی تصریفی چیست؟ زبان شناسان آن بخش از صرف را که به ترکیب تکواژ آزاد با وند صرفی برای آماده کردن کلمه برای قرارگرفتن درساختار نحوی جمله می پردازد ساخت واژه ی تصریفی می خوانند.

15) نقش اصلی ساخت وازه ی تصریفی چیست؟ نقش اصلی ساخت وازه ی تصریفی آماده سازی کلمات موجود زبان برای ورود به ساخت جمله است.

بیاموزیم:

1) جمله ی داده شده را اصلاح کنید. ایراد آن را بیان کنید.      « برادرت آمد، من آن را در کتابخانه دیدم.»

« برادرت آمد، من او را در کتابخانه دیدم.»   ضمیر های « این » و « آن » جانشین اسم انسان نمی شوند امّا به عنوان صفت پیشین به همراه اسم می آیند.

2) جمله ی داده شده را اصلاح کنید. ایراد آن را بیان کنید.         « دوستم برگشت، چون تصمیم جدّی آن ادامه ی تحصیل بود.»

« دوستم برگشت، چون تصمیم جدّی او ادامه ی تحصیل بود.»   ضمیر های « این » و « آن » جانشین اسم انسان نمی شوند امّا به عنوان صفت پیشین به همراه اسم می آیند.

3) از دو جمله ی زیر کدام یک را درست می دانید؟ چرا؟

الف) معلّم را دیدم، و به آن سلام کردم.

ب) کتاب را از این کتاب فروش خریده ام.

جمله « ب » درست است، زیرا ضمیر های « این » و « آن » جانشین اسم انسان نمی شوند امّا به عنوان صفت پیشین به همراه اسم می آیند.

 

 

درس بیست و پنجم:                               مقاله نویسی (2)

1) یک مقاله ی خوب معمولاً از چه واقعیت هایی الهام می گیرد؟ یک مقاله ی خوب معمولاً از واقعیت های اجتماعی، علمی ، سیاسی، آموزشی و ... الهام می گیرد.

2) ویژگی های یک مقاله ی خوب را بیان کنید.؟

- جامع و خالی از تکرار باشد و در مجموع، نکات تازه ای را به ما منتقل کند.

- نویسنده ی آن در کلام خود از منابع معتبر بهره جسته و در نقل قول ها نیز امانت را کاملاً رعایت کند. ارجاعات آن، دقیق و مطابق آخرین چاپ هر کتاب باشد.

- نویسنده ی آن به کمک منابع و با بهره گیری از دریافت های خود مقاله را تنظیم و تدوین کرده باشد.

- بین بخش های گوناگون مقاله پیوستگی کامل دیده شود.

- آغاز و پایان مناسبی داشته باشد.

- حجم مقاله با توجه به کشش، اهمِّیّت و تازگی مطلب متناسب باشد.

- زبان و بیان آن گویا، ساده، بی ابهام و بی پیرایه باشد.

- نکات فنّی و زبانی و شیوه ی املا در آن کاملاً رعایت شده باشد.

- نویسنده برای تأثر گذاری بیشتر مقاله، از تصاویر مناسبی برای معرّفی موضوع مورد نظر خود استفاده کرده باشد.

3) شرط اساسی برای نوشتن مقاله چیست؟ احاطه ی کامل بر موضوع مقاله

4) موضوع مقاله چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ موضوع مقاله باید جذّاب، مفید، شوق انگیز، آگاهی دهنده و متناسب با نیازهای جامعه باشد.

5) گام اوّل در نگارش یک مقاله چیست؟ گام اوّل در نگارش یک مقاله انتخاب موضوع است.

6) مقاله در چه موضوعاتی می تواند نوشته شود؟ مقاله می تواند در موضوعات گوناگون علمی، فنّی هنری ادبی، دینی، تاریخی، اجتماعی، قضایی، سیاسی، جامعه شناسی، روان شناسی، ورزشی، فرهنگی، کشاورزی، فلسفی و اقتصادی نوشته شود.

7) مقاله ها از نظر هدف و محتوا  و همچنین شیوه ی نگارش بر چند دسته اند؟ مختصراً توضیح دهید.

الف) مقاله های پژوهشی، استدلالی و علمی  که بر اساس برهان، منطق، تفکّر و پژوهش تهیّه می شوند.

ب) مقالات تحلیلی که در آن ها نویسنده به تحلیل یا تفسیر یک موضوع می پردازد.

درس بیست و ششم:                         املا - گزینش های املایی(2)

خود آزمایی:    

 1) برای هریک از کلمات لذّت، حزن، فصل، صِغَر، دو کلمه ی هم خانواده بنویسید.

( لذیذ، التذاذ ) ، ( احزان، محزون ) ، ( تفصیل، مفصّل ) ، ( تصغیر، صغار )

2) نشانه های اختصاری زیر را به صورت کامل بنویسید.

 « ره » ، « رض » ، « ق.م. » ، « ﻫ . ش. »

« رحمه الله علیه » ، « رضوان الله تعالی علیه » ، « قبل از میلاد » ، « هجری شمسی »

          

درس بیست و هفتم:                                   جمله های مرکّب     

1) به چه جمله ای مستقل گفته می شود؟ جمله ی مستقل یک ساخت زبانی است که جزئی از یک ساخت بزرگ تر نباشد. جمله ی مستقل بزرگ ترین واحد زبان است. 

2) جمله ی مستقل بر چند نوع است؟ نام ببرید و مثال بزنید. جمله ی مستقل بر دو نوع است: 1- جمله ی ساده که یک فعل دارد؛ مانند: حسین کتابش را به شما داد. 2- جمله مرکّب که بیش از یک فعل دارد؛ مانند: می ترسیدم به اتوبوس نرسم.

3) جمله ی مرکب معمولاً از یک جمله ی هسته و یک یا چند جمله ی وابسته تشکیل می شود. بخشی از جمله ی مرکّب که پیوند وابسته ساز دارد، جمله ی وابسته(پیرو) است و بخشی که پیوند وابسته ساز ندارد، هسته (پایه) است.

4) پیوند های وابسته ساز را نام ببرید. پیوند های وابسته ساز عبارت اند از: که، تا، چون، اگر، زیرا، برای این که، به طوری که، زیرا که، هنگامی که و ...

توجه: « که» بیش از همه کاربرد دارد و گاه وجود آن اختیاری است.

 مانند: می دانستم که می آیی.        می دانستم می آیی.

5) چرا در یک جمله ی مرکب هیچ یک از جمله های هسته و وابسته به تنهایی جمله ی مستقل محسوب نمی شوند؟ زیرا هر دو، جزئی از یک واحد بزرگ ترند.

6) جمله ی هسته چیست؟ جمله ای است که دارای چند وابسته باشد.

7) جمله ی وابسته چیست؟ جمله ای است که دارای پیوند وابسته ساز باشد.

8) در جمله ی مرکّب، هیچ یک از دو جمله ی هسته (پایه) و وابسته (پیرو)، جمله ی مستقل نیست.

9) جمله ی وابسته را چگونه تشخیص می دهیم؟ جمله ی وابسته را از پیوند وابسته ساز همرا آن تشخیص می دهیم.

توجّه: جمله وابسته می تواند پیش از جمله هسته یا پس از آن یا در میان آن بیاید.

پیش از هسته، مانند: تا از جان و دل نکوشیم به آزادگی و سر افرازی نخواهیم رسید. 

                                                               جمله ی وابسته                               جمله ی هسته

پس از هسته، مانند: شنیده اید که علی از مسافرت آمده است؟

                                                   جمله ی هسته                جمله ی وابسته

میان هسته، مانند: کتابی را که دوست داشتم، خریدم.           

                                       جمله ی وابسته

                 

                                                                             جمله ی هسته

10) اگر یکی از پیوند های « امّا، ولی، و، یا »  بین دو جمله بیاید، جمله ی مرکّب ساخته می شود یا نه؟ چرا؟ جمله ی مرکّب ساخته نمی شود؛ چون این پیوند ها همپایه ساز هستند.

11) به چه جمله هایی همپایه گفته می شود؟ مثال بزنید.  جمله هایی را که با پیوند همپایه ساز به هم می پیوندند، جمله های همپایه می نامیم. جمله های همپایه جمله های مستقلّی هستند که با پیوند همپایه ساز به هم مربوط شده اند و هیچ یک جزئی از جمله ی دیگر نیست؛ مانند:

علی (ع) از صورت یک فرد بیرون است  و  به صورت یک مکتب موجود است.

                                   جمله ی همپایه                         پیوند همپایه ساز                             جمله ی همپایه

بیاموزیم: 

1) کدام گروه از کلمات زیر درست تر است؟ تفاوت آن ها در چیست؟

الف) آباد، آسیا، ابزار، مصراع، جارو، جهیزیه، مهمان

ب)  آبادان، آسیاب، افزار، مصرع، جاروب، جهاز، میهمان

این دو گروه کلمه در جمله می توانند جانشین یک دیگر شوند؛ یعنی در جمله ارزش یک سان دارند. تفاوت موجود میان جفت واژه ها غالباً تفاوت سبکی است. و بر ساخت و بافت جمله تأثری نمی گذارد امّا بدان شکل قدیمی تر یا ادبی تر می دهد.

2) کدام گروه از کلمات زیر ادبی تر است؟

 الف) آباد، آسیا، ابزار، مصراع، جارو، جهیزیه، مهمان

ب)  آبادان، آسیاب، افزار، مصرع، جاروب، جهاز، میهمان *

3) کدام گروه از کلمات زیر ادبی تر است؟

الف) آشیان، رخسار، روزن، پیرامون، جاودان، شاد، همواره، شادمان

ب) آشیانه، رخساره، روزنه، پیرامن، جاودانه، شادان، هماره، شادمانه *

درس بیست و هشتم:                       گزارش نویسی

1) گزارش چگونه نوشته ای است؟ گزارش نوعی نوشته است که در آن نویسنده اطّلاعاتی را در موضوعی خاص در اختیار کسانی می گذارد که از آن مطّلع نیستند.

2) گزارش ها از نظر اندازه، موضوع، چگونگی تهیّه و ... چه انواعی دارند؟

- برخی گزارش ها رسمی واداری اند و برخی دیگر جنبه ی رسمی اداری ندارند.

- گزارش ها ممکن است دوره ای و مرتّب باشند یا موردی و اتّفاقی باشند.

- از نظر حجم گزارش ها ممکن است اجمالی و کوتاه باشد، دسته ی دیگر مفصّل و بلند هستند.

- گزارش ها از نظر موضوع نیز متعدّد و متنوّع اند.

- گزارش ها یا به صورت فردی تهیّه می شوند یا به شکل گروهی.

- گزارش می تواند به صورت کتبی ارائه شود یا شفاهی.

- گزارش ها از نظر زبان و نوع بیان ممکن است، ادبی، یا به زبان طنز یا به زبان علمی و ... نوشته شوند.   

3) به کدام گزارش رسمی و اداری گفته می شود؟ مثال بزنید. به گزارش هایی که برای یک اداره، نهاد یا سازمان دولتی تهیّه می شوند. مثال: گزارش یک مأمور از بازرسی بخش های یک کارخانه.

4) چند گزارش نام ببرید که جنبه ی رسمی و اداری نداشته باشند. گزارش یک سفر یا بازدید علمی یا گزارش تحصیلی، شغلی و ...

5) گزارش ها از نظر حجم چه انواعی دارند؟ نام ببرید و مثال بزنید.

- گزارش اجمالی و کوتاه، مانند: گزارش مأمور نیروی انتظامی درباره ی یک پرونده.

-گزارش مفصّل و بلند، مانند: گزارش نتیجه ی تحقیقات کارشناسان برای تأسیس یک نیروگاه اتمی.

6) گزارش ها از نظر موضوع چه انواعی دارند؟ متعدّد و متنوّع اند، مانند: گزارش های اداری، مالی، بازرگانی، اقتصادی، فرهنگی، تحصیلی، حقوقی، ادبی، ورزشی، خبری، اجتماعی، آموزشی و ...

7) مراحل تهیّه ی گزارش را بیان کنید.

- گردآوری اطّلاعات

- تهیّه ی طرح کلّی گزارش

- نوشتن پیش نویس گزارش

- باز خوانی، ویرایش و پاک نویس گزارش

-در صورت لزوم، افزودن پیوست ها، ضمایم ( نقشه، جدول، آمار و ارقام و ...) به متن گزارش.

- ذکر هدف، ضرورت، چگونگی، مراحل کار، و توضیحات لازم دیگر در مقدمه.

- درج نام تهیّه کننده، تاریخ تنظیم، نام گیرنده ی گزارش یا سفارش دهنده ی آن در ابتدای گزارش.

8) اطّلاعات مربوط به هر گزارش، به چه شیوه هایی گردآوری می شود؟ 1- مشاهده 2- پرس و جو و مصاحبه 3- مطالعه و مراجعه به مآخذ و منابع

9) در تهیّه ی گزارش چه موقع از پرسش نامه استفاده می کنیم؟ اگر موضوع تحقیق و پژوهش گسترده باشد، برای افزایش دقّت و سرعت، پرسش نامه ای حاوی سؤالات را در اختیار افراد مورد نظر می گذاریم      و با بررسی و تحلیل پاسخ ها، در گزارش خود از آن ها استفاده می کنیم.

10) چرا طرح کلّی گزارش را  پس از جمع آوری اطّلاعات تهیّه می کنیم؟ زیرا طرح در حکم استخوان بندی گزارش است.

11) طرح کلّی گزارش چه زمانی تهیّه می شود؟ طرح کلّی گزارش زمانی تهیّه می شود که مطالعات اولیّه درباره ی موضوع مورد نظر صورت و اطّلاعات لازم گردآوری شده باشد.

12) در نگارش متن گزارش به چه نکاتی باید توجّه داشت؟

- آمار و ارقام و اعداد و محاسبات را در کمال دقّت ذکر کنیم.

- از ذکر جزئیّات غیر لازم می پرهیزیم.

- در کمال امانت و صداقت و با بی طرفی به نقد و داوری می پردازیم.

- ابعاد و زوایای تاریک موضوع را به روشنی بیان می کنیم .

- می کوشیم مطالب گزارش مستند باشد.

-  به زبان ساده، روان، گویا و قابل فهم می نویسیم.

- مطالب را در کمال آرامش و به دور از شتاب زدگی می نویسیم.

- سعی می کنیم لحن گزارش ما یه دور از تعصّب، توهین، تمسخر و مبالغه باشد.

- انصاف و عدالت را در داوری و اظهار نظرها رعایت می کنیم.