گزیده ای از نکات کتاب ادبیّات فارسی(1) سال اوّل دبیرستان
درس اوّل
الف) معنی واژه ها:
ابتر: ناقص، دم بریده
بخشایندگی: چشم پوشی از گناه
نعت: ستایش
منقبت: هنر و کار نیک، آن چه بداند نازند
آفرین: ستایش
دهنده: خداوند بخشنده
خوش گوار: گوارا، مطابق میل
در خورنده: لایق، سزاوار
پند نیوش: پندشنو، پندپذیر
ب) توضیحات پایانی درس و برخی توضیحات دیگر:
1) هر کاری که با نام خدا آغاز نشود، ابتراست: اشاره دارد به حدیث نبوی: کُلُّ أَمرٍ ذی بالٍ لم یُبدأ فیه بسم الله فَهُوَ ابتَر.
2) هر آن که از روی نادانی نه او را گزید، گزند او ناچار بدو رسید: هر کس به سبب نادانی خود خدارا برای پرستش انتخاب نکرد، از آن گزینش نا به جا زیان می بیند.
3) جهان را بلندی و پستی تویی: بلندی و پستی جهان(آسمان و زمین، عزّت و ذلّت) از توست.
4) برکار است: به کار می رود.
5) قطره ی دانش که بخشیدی ز پیش: قطره ی دانشی(دانش اندکی) که از نزد خودت به ما بخشیدی.
6) قطره ی علم است اندر جان من وارهانش از هوا وز خاک تن: آن قطره ی دانش(دانش اندک)مرا از هوا و هوس و اسارت تن رهایی بخش.
7) سر نیاز بر استان او نهاده اند: در اینجا « او » به جای « خداوند » آمده یعنی از خدا درخواست یاری کرده اند.
8) در هیچ گنجی از حکمت و معرفت گشوده نمی شود: گنجی از حکمت و معرفت: کتاب؛ یعنی نگارش هیچ کتابی آغاز نمی شود.
9) مگر آن که وصف یگانگی آفریدگار هستی کلید آن باشد: کلید: مقدمه (سرآغاز)؛ یعنی مگر آن که توصیف یگانگی آفریدگار هستی مقدمه و سرآغاز آن کتاب باشد.
10) سپاس و آفرین ایزد جهان آفرین راست: سپاس و ستایش مخصوص خدای آفریننده ی جهان است. در این جمله واژه ی « آفرین » دوبارآمده اوّلی به معنی « ستایش » و دومی به معنی « آفریننده » است.
11) چرخ گردان به خواست و فرمان او پاینده: در اینجا منظور از « چرخ گردان » آسمان است که به سبب انحنای آن به چرخ مانند شده است و گردان بودنش اشاره به این باور پیشینیان دارد که برخلاف امروزی ها زمین را در جای خود ثابت می دانستند و آسمان و ستارگان را در حال چرخیدن اطراف آن فرض می کردند.
12) تا باد و آب و آتش و خاک در آفرینش بر کار است: اشاره دارد به عناصر چهارگانه ی طبیعی ( باد، آب، آتش و خاک) که به اعتقاد پیشینیان جهان خلقت از ترکیب این چهار عنصر شکل گرفته است تا زمانی که این نسبت ترکیبی به همین وجود داشته باشد جهان وجود خواهد داشت و در صورت به هم ریختن این نسبت جهان از بین خواهد رفت. از نظر زیبایی شناسی قرار گرفتن لفظ این چهار عنصر در کنار هم آرایه ی ادبی « مراعات نظیر » را بوجود آورده است. مفهوم کلّی این عبارت این است: تا زمانی که جهان خلقت وجود دارد.
13) حاجت روا : حاجت روا کننده؛ برطرف کننده ی نیاز نیازمندان.
14) دریا : علم بیکران خداوند
15) صد هزاران(هزاران) : بیان کثرت وزیادی؛ بسیار
16) دام و دانه : منظور تعلّقات فریبنده ی دنیایی است.
17) نباشد هیچ غم: جای هیچ گونه نگرانی نیست.
18) خود را بد داشتن: به خود زیان رساندن
19) آفاق: جمع افق به معنی سرزمین؛ در اینجا مجازاً به معنی اهل سرزمین(انسان ها)
20) آتش در آفاق زدن: کنایه است به مفهوم زیان رساندن به انسان ها
ج) تاریخ ادبیّات و دانش های ادبی(عناصر زیبایی سخن):
1) کتاب تاریخ جهانگشای جوینی اثر کیست؟ موضوع آن چیست؟ اثر عطا ملک جوینی(681-623 هـ .ق.)
تاریخ جهانگشای جوینی شرح وقایع تاریخی قرن هفتم هجری و حمله ی مغول به سرزمین ماست.
2) کتاب مثنوی اثر کیست؟ ملانا جلال الدّین بلخی(604-672 هـ . ق.)
3) بیان عواطف مشترک انسانی(غم ، شادی، مهروکین و...) به گونه ای مؤثر و زیبا از عهده ی چه کسانی بر می آید و به چه صورت انجام می پذیرد؟ این شاعر و نویسنده ی هنر مند است که با جان بخشیدن به عناصر ذهنی و عواطف و خیالات خویش، آن ها را در قالبی لذّت بخش و تأثیرگذار در اختیار خواننده قرار می دهد و او را با خود همدل و همزبان می سازد.
4) ادبیّات چیست؟ ادبیّات یکی از گونه های هنر است و کلمات، مصالح و موادّی هستند که شاعر و نویسنده با بهره گیری از عواطف و تخیّلات خویش آن ها را به کار می گیرد و اثری ادبی و هنری پدید می آورد.
5) آثار ادبی چگونه بوجود می آیند؟ در آثار ادبی نویسنده و شاعر می کوشد اندیشه ها و عواطف خویش را در قالب مناسب ترین و زیبا ترین جملات و عبارات بیان کند. این آثار همان گفته ها و نوشته هایی هستند که مردم در طول تاریخ آن ها را شایسته ی نگهداری می دانند و از خواندن و شنیدنشان لذّت می برند.
6)کدام آثارادبی فارسی در شمار غنی ترین و شیوا ترین آثار ادبی جهان قراردارند؟ شاهنامه، اسرارالتّوحید، تاریخ بیهقی، مثنوی مولوی، بوستان و گلستان سعدی، غزلیّات حافظ و...
7) چگونه باید قدر سرمایه های گران بهای ادبی خود را بدانیم؟ باید مانند نیکان خویش با خوب خواندن و درست فهمیدن این آثار ارزشمند، در نگهداری آن ها با جان ودل بکوشیم و با تلاش روز افزون خویش برغنا و عظمت آن ها بیفزاییم.
8) سجع چیست؟ آرایه ای است که از همراه آمدن کلمات هماهنگ(کلمات سجع) در آخر جمله های یک عبارت حاصل می آید. سجع در نثر مانند قافیه است در شعر.
نکته: کلمات سجع از سه جهت ممکن است با هم هماهنگی داشته باشند: الف) ازجهت اشتراک در حروف پایانی کلمات مانند:کلمات«خواری» و«سروری» درعبارت: ارجمندگرداننده ی بندگان از خواری؛ درپای افکننده ی گردن کشان از سروری. که دراین صورت به آن«سجع مطرّف»گفته می شود. ب) ازجهت هماهنگی در وزن کلمات مانند: کلمات« باطل » و « ضایع » در عبارت: ملک بی دین باطل است و دین بی ملک، ضایع. که در این صورت به آن «سجع متوازن» گفته می شود.
ج) هم ازجهت وزن و هم از جهت حروف پایانی کلمات: مانند کلمات« نیستی » و « هستی » در عبارت:
هست کننده از نیستی، نیست کننده پس از هستی. که در این صورت به آن « سجع متوازی» گفته می شود.
9) تشبیه چیست؟ آن است که کسی یا چیزی را از نظر داشتن صفت یا صفاتی به کس یا چیزی دیگر که آن صفت یا صفات را داراست، مانند کنیم. مانند: ما چو مرغان حریصی بی نوا؛ یعنی ما مانند پرندگانی حریص، بی نوا هستیم.
نکته1:هر تشبیه چهار رکن دارد:
الف) مشبّه: اسمی که تشبیه شده.
ب) مشبهٌ به: اسمی که مشبّه به آن تشبیه شده.
پ) وجه شبه: ویژگی مشترک دو اسم (مشبّه و مشبّهٌ به)
ت) ادات تشبیه: کلمه ای که رابطه ی تشبیه را برقرار می کند.
مثال: ما چو مرغان حریصی بی نوا
مشبّه ادات تشبیه مشبّهٌ به وجه شبه
نکته2: از چهار رکن تشبیه دو رکن آن(مشبّه و مشبّهٌ به) نقش محوری دارند و به آن ها « طرفین تشبیه » گفته می شود؛ بر خلاف طرفین تشبیه که همیشه در یک تشبیه باید وجود داشته باشند، دیگرارکان تشبیه (وجه شبه و ادات تشبیه) را می توان از میان تشبیه حذف کرد، بنابراین به این نتیجه می رسیم که گاهی در آثار ادبی تشبیه هایی خواهیم دید که « وجه شبه »یا« ادات تشبیه » و یا این هر دو رکن درمیان آن وجود
ندارد. البته گفتنی است که حذف برخی از ارکان تشبیه با هدف زیبایی آفرینی و تأثیرگذاری بیشتر انجام می پذیرد.مثال: علی درشجاعت مانند شیر است. علی درشجاعت شیر است(علی مانند شیر است) علی شیر است(علی شیر) (شیر علی) که در همه ی موارد ذکر شده آرایه ی تشبیه وجود دارد همچنین درمواردی
مانند: «قطره ی دانش» و « قطره ی علم » نیز آرایه ی تشبیه وجود دارد.
د) خود آزمایی:
1) در این درس بین کدام کلمات آرایه ی سجع دیده می شود؟(مثال : تابنده، پاینده) (سزاوار، خوشگوار) (نیستی، هستی) (خواری، سروری) (زیبنده، درخورنده) (گزید، رسید) (بازپسین، پیشین) (بندی، پندی)
(نماینده، آگاهاننده) (ستوده، شنوده) (گزیده، پسندیده) (برکار، خوار)
2) مضمون آیه ی شریفه ی تُعِزُّ مَن تَشَاءُ وَ تُذِلُّ مَن تَشَاءُ در کدام بند درس آمده است؟ ارجمند گرداننده ی بندگان از خواری؛ درپای افکننده ی گردن کشان از سروری.
3) منظور نویسنده از جملات پایانی متن چیست؟ درودخدا برای همیشه بر یاران و خاندان پیامبر باد.
4) متّصل گردان به دریای های خویش، یعنی چه؟علم اندک مرا به علم بی پایان خود پیوند بده.
5) چرا بی ادب از لطف پروردگار محروم می شود؟ زیرا باعث زیان رساندن به خود و دیگر انسان ها می شود.
سلام